روزی روزگاری

روزی روزگاری

دروغ به حقیقت گفت:
«میل داری باهم به دریا برویم و شنا کنیم؟»
حقیقت ساده لوح پذیرفت و گول خورد.آن دو باهم به کنار ساحل رفتند،وقتی به ساحل رسیدند حقیقت لباس هایش را در آورد.دروغ حیله گر لباس های اورا پوشید و رفت.از آن روز همیشه حقیقت عریان و زشت است،اما دروغ در لباس حقیقت با ظاهری آراسته نمایان میشود
دیدگاه ها (۱)

❤ ️بی ﺟﻬﺖ ﺑﻪ کسی ﻧﮕﻮﻳﻴﺪ "ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ"ﺑﺮﺍی ﺷﻤﺎ ﺗﺮکیبی ﺍﺯ ﺩﻭ ﻛﻠ...

در خاموشی نشستـه ام!خستـه امدر هم شکستـه اممن…دِل بستـه ام

من از زندان نمیترسم...!!!نه از حبسش...نه ازمرگش...نه ازپاییز...

تنهایی ما راگرگها بفهمند بهتراستتاآدم های گرگ صفتچرا کهگرگها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط