"شبیه آینه می خواست روبروی تو باشد
"شبیه آینه می خواست روبروی تو باشد
میان این همه عاشق اسیر روی تو باشد "*
تو رفته ای به سفر بعد رفتن تو دل من
میان شهر پر از غم، به جستجوی تو باشد
خوشا به حال دلم که میان کوچه و بازار
به جستجوی تو باشد، به گفتگوی تو باشد
صبای بی سر و پا را بگو که وقتی می آید
پر از تبسم و لبخند و مست بوی تو باشد
دلم غبار خودش را به اشک دیده زدوده
شبیه آینه می خواست روبروی تو باشد
میان این همه عاشق اسیر روی تو باشد "*
تو رفته ای به سفر بعد رفتن تو دل من
میان شهر پر از غم، به جستجوی تو باشد
خوشا به حال دلم که میان کوچه و بازار
به جستجوی تو باشد، به گفتگوی تو باشد
صبای بی سر و پا را بگو که وقتی می آید
پر از تبسم و لبخند و مست بوی تو باشد
دلم غبار خودش را به اشک دیده زدوده
شبیه آینه می خواست روبروی تو باشد
- ۱.۴k
- ۰۹ دی ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط