{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خواب رویایی

خواب رویایی

part: ۲
مرد آرام جلو آمدم و گفت

_ تو هم هر شب خواب منو می بینی نه؟

ا.ت چند ثانیه فقط نگاهش کرد

انگار تمام صداهای مهمانی دور شدند

نورهای رنگی، خنده ها، موسیقی، همه محو شدند و فقط همان جمله در هوا ماند

_ تو هم هر شب خواب منو می بینی؟

صدایش آرام بود اما لرزش عجیبی داشت؛

مثل کسی که سال ها دنبال جواب سوال بوده و حالا از ترس شنیدن حقیقت، باز هم پرسیده

ا.ت عقب نرفت

فقط نفسش را آهسته بیرون داد و گفت؟

_ تو....کی هستی؟

مرد کمی سرش را کج کرد

لبخند کوتاهی زد، اما چشم هایش خسته بود

خیلی خسته تر از سنی که به نظر می رسید

_ اسمم جونگ کوکه

مکث کرد

_ ولی فکر نمی کنم این اسم برات مهم باشه، برات مهم اینه که منو می شناسی، حتی اگر تا حالا بیدار ندیدمم

ا.ت اخم کرد

_ من هیچ وقت تو رو ندیدم

جونگ کوک آرام گفت:

_ دیدی، هر شب

ا.ت برای یک لحظه یاد تمام آن خواب ها افتاد

خانه ای کنار دریا

صدای باران روی پنجره

دستی که همیشه قبل از بیدار شدن انگشت هایش را محکم می گرفت

آن مردی که با او می خندید، دعوا می کرد آشتی می کرد و در آخرین خواب موهای سفیدش را با لبخند پشت گوشش می زد و می گفت:

_ تا آخرش با هم می مونیم

قلب ا.ت تند زد

_ این.......ممکنه تصادفی باشه

جونگ کوک یک قدم نزدیک تر آمد

نه آن قدر که بترساندش

فقط آن قدر که صداش واضح تر شود

_ پس بگو چرا من هم هر شب همون زندگی رو می بینم؟
چرا همیشه توی خوابام، تو همون زنی هستی که از اول تا آخر عمرم باهامه؟
چرا حتی اسم تو رو قبل از دیدنت می دونستم؟

ا.ت خشکش زد

_ اسم من رو از کجا می دونی؟

جونگ کوک نگاهش را از روی صورت ا.ت بر نداشت

_ از تو خواب
تو همیشه وقتی از خواب می پری اسم خودتو آروم می گی، ا.ت

صدای مهمانی هنوز می آمد اما انگار از ته چاه

ا.ت حس کرد زمین زیر پایش ثابت نیست

_ من.....من نمی فهمم

جونگ کوک آهی کشید

انگار منتظر همین جمله بود

_ منم نفهمیدم
تا وقتی که امروز دیدمت


لایک، کامنت، بازنشر یادتون نره🤭
دیدگاه ها (۱)

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟔ناگهان احساس کرد چیزی روی گرد...

«قراردادسیاه»صبح روز بعد، ا/ت با صدای ضربه‌ای آرام به در اتا...

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

پارت 2

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋𝟞: زیر آسمان سئولساعت نزدیک هشت شب بود.ا/ت ط...

صبح روز بعد، ات با قیافه‌ای کاملاً خواب‌آلود وارد سالن شد.از...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط