#اغوش_استاد🌙

#اغوش_استاد🌙
#پارت_69

رضا نگاهم کرد پوزخندی زدوگفت:

_خودت چی فکرمیکنی دکتر؟

دکترمهراد نگاهم کرد وگفت:

_چیکارکردی باهاش پسر؟

اخمی کردم وگفتم:

_من کاری نکردم

_نکردی وبه این روز افتاده؟

_دکتر مهرادشمادیگه چرا؟

سریع رضا رفت چیزایی که دکتر خواست واورد و رضا ودکتر مهراد رفتن نشستن توپذیرایی

ومنم خواستم پشت سرشون برم که پشیمون شدم ورفتم سمت تخت ونشستم روش وبه چهره معصوم وزیبا پناه خیره شدم🥺🌿
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
‌‌‎‎‎‎‎‌‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‌‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‌‎‎‎‎‎‌‎‎‎‎‎‎‎‌‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‌‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‌‎‎‎‎‎‌‌‎‎‎‎‎‎‎‌‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‌‎‎‎
دیدگاه ها (۰)

#اشک حسرت #پارت ۱۷۳آسمان :سعیدم اجب آدم بی احساسی بود هانمث...

💜 💜 💜 💜 عشــــــــق...پارت 155نیلوفر : دلم نمی خواست اون...

🌼گیسوی شب🌼# پارت پنجاه وپنج ...آریا : سر راه یه باکس مربعی گ...

💜 💜 💜 💜 عشـــــــــــق...پارت 99نیلوفر:مامان که رفت حمام کر...

☀️گیسوی شب☀️# پارت دویست وسی وسه.گیسو : گل تو بغلم آروم خواب...

❤ ❤ ❤ ❤ عشـــــــــق.... #پارت 34مهرداد:نیلوفر نیم نگاهی بهم...

💜 💜 💜 💜 عشـــــــق...پارت 101نیلوفر :امشب سالگرد عروسی لیلی ...

💖 💖 عشـــــق💖 💖 پارت 208نیلوفر:مهرداد : دوست دارم نیلوفر ......

❤ ❤ ❤ ❤ عشــــــــق....پارت 50مهرداد : از پشت نزدیک به نیلوف...

❤ ❤ ❤ ❤ عشـــــــــق.... #پارت 37نیلوفر:در زدم ورفتم اتا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط