{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می خواهم برایت بنویسم. اما مانده ام که از چه چیز و از چه

می خواهم برایت بنویسم. اما مانده ام که از چه چیز و از چه کسی بنویسم؟
 
از تو که بی رحمانه مرا تنها گذاشتی یا از خودم که چون تک درختی در کویر خشک،
مجبور به زیستن هستم.
 
از تو بنویسم که قلبت از سنگ بود یا از خودم که شیشه ای بی حفاظ بودم؟
از چه بنویسم؟
 
از دلم که شکستی، یا از نگاه غریبه ات که با نگاهم آشنا شد؟
 
ابتدا رام شد، آشنا شد و سپس رشته مهر گسست و رفت و ناپیدا شد.
 
از چه بنویسم؟
از قلبی که مرا نخواست یا قلبی که تو را خواست؟
 
شاید هم اگر در دادگاه عشق محاکمه بشویم،
دادستان تو را مقصر نداند و بر زود باوری قلب من که تو را بی ریا و مهربان انگاشت اتهام بزند.
 
شاید از اینکه زود دل بسته شدم و از همه ی وابستگی ها بریدم تا تو را داشته باشم
به نوعی گناهکاری شناخته شدم.
 
نه!نه! شاید هم گناه را به گردن چشمان تو بگذارند که هیچ وقت مرا ندید،
یا ندیده گرفت چون از انتخابش پشیمان شده بود. عشقم را حلال کردم تا جان تو را آزاد کنم.
 
که شاید دوری موجب دوستی بیشترمان بشود و تو معنای ((دوست داشتن))را درک کنی...
امّا هیهات.... که تو آن را در قلبت حس نکردی و معنایش را ندانستی...
از من بریدی و از این آشیان پریدی...
دیدگاه ها (۱)

((ای کاش هیچ گاه نگاهمان با هم آشنا نشده بود...ای کاش هرگز ن...

میگذرد روزی این شبهای دلتنگیمیگذرد روزی این فاصـله و دوریمیگ...

چرا از مرگ می ترسید ؟چرا زین خواب جان آرام شیرین روی گردانید...

گـاهـی اگــر دعـایت مسـتجاب نشـد، بـرو و گــوشـه ای بنـشـیـن...

می خواهم برایت بنویسم. اما مانده ام که از چه چیز و از چه کسی...

می خواهم برایت بنویسم. اما مانده ام که از چه چیز و از چه کسی...

می خواهم برایت بنویسم. اما مانده ام که از چه چیز و از چه کسی...

می خواهم برایت بنویسم. اما مانده ام که از چه چیز و از چه کسی...

حسین ذوالقدر شاعر اهوازی

بنام او که همیشه حاضر استچقدر سخته از تو نوشتن انگار حرف تو ...

ترجمه به فارسی خان ننه(مادر بزرگ) کجا ماندی؟الهی که دورت بگ...

پارت۱۸"انتقام"

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط