{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یکی از آرمی ها که یکی از اعضای خانوادش (برادرش یا پدرش) پ

یکی از آرمی ها که یکی از اعضای خانوادش (برادرش یا پدرش) پلیسه و توی ایستگاه یونگسان سئول کار میکنه نوشته که راجع به جریانات پرونده شوگا با نگرانی ازش پرسیده و عضو خانوادش به صراحت بهش گفته که پلیس نمیتونه سوابق پرونده رو افشا کنه، با این حال، خبرنگارا هرروز اونجان ولی با سوء قصد از زبان پلیس مطالبی رو از خودشون مینویسن که انگار پلیس لو داده و دروغ گفته. همه چیز هم از اولش هم یک بازی رسانه ای بوده. (میزان الکل خون و مجازات کیفری و چیزایی که مدیاها از طرف پلیس مینوشتن همه الکلیه)
همچنین آرمی نوشته خانواده خودش و پلیس ها هم خیلی تحت فشارن و استرس دارن، عضو خانوادش که پلیسه گفته که اگر یونگی یک سلبریتی نبود اوضاع اینقدر بزرگ نمیشده، اون (پدرش/برادرش) گفته که به دلیل مشکلاتی که هر روز براش توی ایستگاه پیش میاد و فشاری که روشه دوست داره کارش رو ول کنه و هر بار هم که از طرف کی مدیا گزارش های غلط منتشر میشه پشماشون میریزه ولی نمیتونن کاری کنن، اما از اونجایی که اونا پلیس هستن، گفتن بهترین کار برای الان اینه که تا تموم شدن پرونده سکوت کنین و هیچ چیزی رو هم باور نکنید.
دیدگاه ها (۰)

جنگجویان سخت در حال به هلاکت رساندن باسن جیمینی هستن

💜

جیمین و تهیونگی که در حال رقابت سخت دوندگی هستن و جونگکوکی ک...

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁶ویو میکا_____فردا شب _...

مال من باش Part:19ـ فاک بهش...سوهو بلند شد ، پرونده رو برداش...

پیوند خون و اختیارپارت ۷ | سایه‌ای از گذشتهصبح اون روز، برخل...

BAD BOY LOVER 💋Part 20🍷ویو جونگکوک:پرونده هنوز توی دستم بود....

نام: قرارداد نفرتPart:74چند ساعت بعد...همه دوباره به اداره پ...

عشق زار آلود (Mysterious Love)Part:3📱 صبح روز بعد، ات با چشم...

📸 عکس آخرپارت دوم: «چیزی که نباید می‌دید»روز اول سفر، همه‌چی...

dark life = 34سه روز از شب اعتراف گذشته بود. سه روزی که تهیو...

کپشن کسانی که نمیدونن چه اتفاقی برای انهایپن و انجین

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط