چه دانستم که این سودا

چه دانستم که این سودا
مرا زین سان کُند مَجنون
دِلَم را دوزخی سازد
دو چَشمَم را کُند جیحون

چه دانستم که سیلابی
مرا ناگاه بِرُبایَد
چو کَشتی‌اَم دَر اَنْدازد
میانِ قُلْزُمِ پُرخون!
دیدگاه ها (۲)

آمده‌ام به پابوس آقایی که پناه دل‌های بی‌قرار است… 🥹🤍 میان ا...

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

پارت: 9 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*«گفتم نمی‌دونستم.» زین یک ق...

پارت: 25 (بخش3) *زاویه دید: هیزل*نگاهِ زین برای یک ثانیه روی...

➖تشرّف حسن بن وَجناء خدمت حضرت وليعصر در غیبت صغری📜مرحوم صدو...

007-آلما ویسکی - پارت ۵۳

↤↤↤↤↤ 𝓙𝓮𝓪𝓵𝓸𝓾𝓼𝔂 𝓰𝓪𝓶𝓮 ↦↦↦↦↦

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش سوم_ بلند می‌شود و دستم را می‌گیرد دمپایی ...

پرنسس ناخواسته

#تک‌پارتی تک‌پارتی‌جیهوپوقتی‌مافیا‌بودو... باران به شدت به ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط