{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زمان زمانۀ بی دردی است، می‌بینی

زمان زمانۀ بی دردی است، می‌بینی
که چشم‌ها همه کورند و گوش‌ها همه کر

خوشا به حال شکوه مدافعان حرم
که سربلند می‌آیند یک به یک بی‌سر

به احترام کسی ایستاده‌ایم اینک
که رستخیز به پا کرده در دل کشور

بغل گشوده برایش دوباره حاج احمد
رسیده قاسمش از راه، غرق خون، پرپر

چگونه است که ما کشته داده‌ایم اما
به دست و پا زدن افتاده دشمن مضطر؟

چه رفتنی‌ست که پایان اوست بسم الله
چه آخری‌ست که آغاز می‌شود از سر

جهان به واهمه افتاد از آن سلیمانی
که مانده است به دستش هنوز انگشتر

چنین شود که کسی را به آسمان ببرند
چنین شود که بگوید به فاطمه مادر

قصیده نام تو را برد و اشک شوق آمد
که بی وضو نتوان خواند سورۀ کوثر

نفس نفس کلماتم دوباره مست شدند
همین که قافیۀ این قصیده شد، حیدر

یهودیانِ مسلمان ندیده‌اند آری
از این سیاهیِ چادر دلیل روشن‌تر

کنون به تیرگی ابرها خبر برسد
که زیر سایۀ آن چادر است این کشور

رسیده است قصیده به بیتِ حُسن ختام
امید فاطمه از راه می‌رسد آخر ...


سیدحمیدرضابرقعی
#حاج_قاسم
#فاطمیه

🌹
دیدگاه ها (۱)

313بغل گشوده برایش دوباره حاج احمدرسیده قاسمش از راه، غرق خو...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⑦ زیبایی برایم معنایِ واحدی ندا...

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ¹صدای آژیر، سکوت سرد سحرگاه را در هم...

قورباغه هایی که مامور خدا بودند!

"لیا،دست و پا زدنات رو تموم كن و سرِ عقل بيا."اما نه تنها به...

#تاج_و_طوفانپارت ۲۲۰: یه زندگی سادههنوز لبخند آرامی روی صورت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط