حرف هایی هستند که برای

حرف هایی هستند که برای
گفتنشان نیازبه صحبت
نیست ؛بایدیک دل سیربه چشمان هم خیره شویم ولی تونیستی منم
هروقت رنجیدم دستامو گذاشتم رو قلبم و صدای دلتنگیهارو شنیدم و با لبخندی عبور کردم از هرچی دلخوری،هروقت ناامید شدم دستامو گذاشتم رو قلبم و روزنه های نور و احساس کردم و دوباره ادامه دادم .
هروقت ترسیدم دستامو گذاشتم رو قلبم چشمامو بستمو بیاد آوردم یکی همیشه حواسش به من هست که باوجودش دیگه تنهایی معنایی نداره .
هروقت میون حرف زدنام گلوم پر از بغض شد دستامو گذاشتم رو قلبم و نگاهمو دوختم به همون آسمونی که ماهِشَم پشت ابرهاش پنهون نمیمونه. .
دیدگاه ها (۲۰)

چند پارتی (درخواستی)

چند پارتی (درخواستی)

❤ ️هروقت رنجیدم دستامو گذاشتم رو قلبم و صدای دلتنگیهارو شنید...

#پارت291آرش : گوووه میخوری الکی قهر کنی فهمیدی ؟ وقتی از چیز...

#پارت193با چشم دنبال آرش گشتم که گوشه ترین قسمت سالن پیداش ک...

اعتماد پارت|۱۷۴|

نشستم کنارش..کز کرده بود گوشه‌‌ پله ها و زانوهاشو بغلگرفته ب...

𝑇ℎ𝑒 𝑙𝑜𝑠𝑡 𝑎𝑛𝑔𝑒𝑙𝑃𝐴𝑅𝑇: 50____ویو اتبازوشو محکم گرفتمو نگاهمو با...

casino6

پارت چهارمسعی کردم بدون توجه به طعم دمنوش یکم دیگه ازش بخورم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط