{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آواز عاشقانه ی ما در گلو شکست

آواز عاشقانه ی ما در گلو شکست


حق با سکوت بود، صدا در گلو شکست


دیگر دلم هوای سرودن نمی کند

تنها بهانه ی دل ما در گلو شکست


سربسته ماند بغض گره خورده در دلم


آن گریه های عقده گشا در گلو شکست

ای داد، کس به داغ دل باغ دل نداد


ای وای، های های عزا در گلو شکست


آن روزهای خوب که دیدیم، خواب بود


خوابم پرید و خاطره ها در گلو شکست


"بادا" مباد گشت و "مبادا" به باد رفت

"آیا" ز یاد رفت و "چرا" در گلو شکست

فرصت گذشت و حرف دلم ناتمام ماند


نفرین و آفرین و دعا در گلو شکست


تا آمدم که با تو خداحافظی کنم


بغضم امان نداد و خدا... در گلو شکست
دیدگاه ها (۱)

نماز عشق را آخر به خون دل وضو کردمنماز عشق خدایا گر تو درد ع...

چه کسی می گوید من باور کردم ؟ چه کسی می گوید من فراموش کردم؟...

منو ببخش غریبهیه آشنا نبودمچله نشستم اماازت جدا نبودمیه کلبه...

زندگی لحظه هایی هست که احساس می کنی دلت واسه یکی تنگ شده اون...

اربعین که می‌آید، انگار تمامِ زمین و زمان در یک بغضِ طولانی ...

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

«خانه، دلتنگِ غروبی خفه بود» مثل امروز که تنگ است دلم؛ نه بر...

انسان بودن، فقط یک زیستنِ ساده در بستر زمان نیست؛ یک سفر مست...

_____پارت ¹⁷ نفرین کوچولو_____آدرنالین در تمام بدنم جریان دا...

وقتی منطق دیوار می‌کشد و عشق پنجره را باز می‌کند...روان‌شناس...

معرفی دو کتاب

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط