{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سر سفره عقد نشسته بودیم، عاقد که خطبه را خواند، صدای اذان

سر سفره عقد نشسته بودیم، عاقد که خطبه را خواند، صدای اذان بلند

شد. حسین برخاست، وضو گرفت و به نماز ایستاد،

دوستم کنارم ایستاد و گفت: این مرد برای تو شوهر نمی شود.

متعجب و نگران پرسیدم: چرا؟ گفت: کسی که این قدر به نماز و مسائل

عبادی اش مقید باشد، جایش توی این دنیا نیست.

«شهید حسین دولتی»
دیدگاه ها (۷)

آن شب، برای اولین بار سوار ماشین مایکی شدم.داخل ماشین سکوت ع...

خاطره اي از شهيد حسين دولتي: سر سفره عقد نشسته بوديم ، عاقد ...

همسر محترمه شهيد سيد حسين دولتي : سر سفره عقد نشسته بودیم، ع...

سر سفره عقد نشسته بودیم، عاقد که خطبه را خواند صدای اذان بل...

#شهدا🌷سر سفره عقد نشسته بودیم، عاقد که خطبه را خواند، صدای ا...

سر سفره عقد نشسته بوديم عاقد که خطبه را خواند صدای اذان بلند...

سرسفره عقد نشسته بودیم، عاقد که خطبه را خواند صدای اذان بلند...

توجه و اهتمام به نماز اول وقت سر سفره عقد نشسته بودیم، عاقد ...

سر سفره عقد نشسته بودیم،💍 😇 عاقد که خطبه را خواند، صدای اذان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط