{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خاطره اي از شهيد حسين دولتي: سر سفره عقد نشسته بوديم ، عا

خاطره اي از شهيد حسين دولتي: سر سفره عقد نشسته بوديم ، عاقد كه خطبه را خواند، صداي اذان بلند شد. حسين برخاست، وضو گرفت و به نماز ايستاد، دوستم كنارم ايستاد و گفت: اين مرد براي تو شوهر نميشود. متعجب و نگران پرسيدم چرا؟ گفت: كسي كه اين قدر به نماز اول وقت و مسائل عبادي اش مقيد باشد، جايش توي اين دنيا نيست.
دیدگاه ها (۳)

سر سفره عقد نشسته بودیم، عاقد که خطبه را خواند، صدای اذان بل...

همسر محترمه شهيد سيد حسين دولتي : سر سفره عقد نشسته بودیم، ع...

سر سفره عقد نشسته بودیم، عاقد که خطبه را خواند صدای اذان بل...

#شهدا🌷سر سفره عقد نشسته بودیم، عاقد که خطبه را خواند، صدای ا...

توجه و اهتمام به نماز اول وقت سر سفره عقد نشسته بودیم، عاقد ...

سر سفره عقد نشسته بوديم عاقد که خطبه را خواند صدای اذان بلند...

سرسفره عقد نشسته بودیم، عاقد که خطبه را خواند صدای اذان بلند...

سر سفره عقد نشسته بودیم،💍 😇 عاقد که خطبه را خواند، صدای اذان...

آخوندی که بدون وضو نمازمیخواندومردم هم به او اقتدامیکردنددکت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط