{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سر سفره عقد نشسته بودیم، عاقد که خطبه را خواند

سر سفره عقد نشسته بودیم، عاقد که خطبه را خواند

صدای اذان بلند شد.

حسین برخاست، وضو گرفت و به نماز ایستاد

دوستم کنارم ایستاد و گفت:

این مردبرای تو شوهر نمی شود!

متعجب و نگران پرسیدم:چرا؟

گفت: کسی که این قدر به نماز و مسائل عبادی اش مقید باشد

جایش توی این دنیا نیست!
دیدگاه ها (۱)

برادر خوبم! نگاهت را بخاطر پاکی دل خودت حفظ کن چون نمیتوان...

سارا بوکر چرا پوشش را انتخاب کرد؟ سالها گذشت تا متوجه شوم ک...

من یک محجبه ام حجاب پاکی هست و نور اما من کامل نیستم اگر از ...

کودکانمان را از طفولیت پاک پرورش دهیم

یادگاری از عشقP²³ "ویو ۱ هفته بعد"همه چی درست بود...تالار،لب...

قصه ششم: خطبه قاصعهفتنه از کجا شروع می‌شود؟ روایتی از کوبنده...

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت" پارت "14" "ویو جئون آنجلینا" ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط