تو ای ترانه من...

تو ای ترانه من...
دست قافیه ات را بر چشمانم بگذار و...
اندکی درنگ کن...

آنگاه که پنجره قلبت باز شد
بگذارحجمی از ترانه هایت روی صورت من وزن گیرد
تا که چشمانم شعر ودستهایت شاعرشوند...
دیدگاه ها (۱)

امام رضا جانمبگذار با خون دل بنگارم آنچه را که می توانم فریا...

عاشقانه های شبنم

عاشقانه های شبنم

*ألسلام علیک یا علی ابن موسی ألرضآ ألمرتضی*salavat*

𓆩 پارت ۴۶ 𓆪 🖤🥀جیمین با عصبانیت وارد عمارت شد.جیمین: تمام افر...

صبح روز بعد، ات با صدای باز شدن در اتاق از خواب بیدار شد.چشم...

ادامه سناریو اگه براشون روز مرد کادو بخریم : ران : ات : رااا...

تمامِ خستگی‌هایت از آنجاست که می‌خواهی خودت همه‌چیز را درست ...

پدرم نیست ...

پارت ۱۹۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط