{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آقا سلام، روضه مادر شروع شد

آقا سلام، روضه مادر شروع شد

باران اشک های مکرر شروع شد

آقا اجازه هست بخوانم برایتان

این اتفاق از دم یک در شروع شد

تا ریشه های چادر خاکی مادرت

آتش گرفت،روضه معجر شروع شد

فریادهای مادر پهلو شکسته ات

تا شد فشار در دو برابر شروع شد

این ماجرا رسید به آنجا که نیمه شب

بی اختیار گریه حیدر شروع شد

وقتی رسید قصه به اینجای شعر من

ایام خانه داری دختر شروع شد ...

دختر رسید تا خود آن لحظه ای که ظهر

یک ماجرا به قافیه سر شروع شد
دیدگاه ها (۱)

🖤 قسمت سوم وقتی حق انتخاب از فاطمه گرفته شد...هنوز داغ پد...

🖤 قراردادی که واقعی شدپارت ۲۸ | اتاقی که نباید باز می‌شدهانا...

آقا سلام، روضه مادر شروع شدباران اشک های مکرر شروع شدآقا اجا...

آقا سلام، روضه مادر شروع شدباران اشک های مکرر شروع شدآقا اجا...

آقا سلام، روضه مادر شروع شدباران اشک های مکرر شروع شدآقا اجا...

آقا سلام، روضه مادر شروع شدباران اشک های مکرر شروع شدآقا اجا...

آقا سلام، روضه مادر شروع شدباران اشک های مکرر شروع شدآقا اجا...

آقا سلام، روضه مادر شروع شدآقا سلام، روضه مادر شروع شدباران ...

آقا سلام، روضه مادر شروع شدآقا سلام، روضه مادر شروع شدباران ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط