(خوشا آنان که اسیر خاک اند)

(خوشا آنان که اسیر خاک اند)

در شهر خرابات کسی پیر نشد .
زمین از خوردن ادمی سیر نشد
گفتیم که به پیری برسیم و توبه کنیم
آنقدر جوان مرد که کسی پیر نشد
شب خوش...
دیدگاه ها (۴)

#حکایت_قدیمی پيرى در روستايى هرروز براى نماز صبح از منزل خار...

درسهایی که باید از این اشعار گرفت و فهمید و درک کرد...

دریاچه خونین :فصل اول _پارت 12راوی:صبح ساعت 5 بود سربازی اوم...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت اول :متن و ترجمه روایت به ش...

Part:1🥀با افتادن هر کارت بر روی میز جان،خانواده،اموال،آن فر...

پارت ۴۶

تهکوک؛ اسیر سایه‌هاپارت یکشب، دانشگاه تقریباً خالی شده بود.ج...

تکست آهنگ ایستگاه شهر یخ علی سورنا [ورس یک]خیس سرد و ساکتعرق...

آوای شب پارت ۲۷آنچه گذشت....دامیان هی و هی انیا را می بوسید ...

هاگوپیان: طاعونی که تو روسیه پخش شده، حدود 100 برابر کشنده‌ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط