{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یوهـــــووووو من برگشتم.

یوهـــــووووو من برگشتم.

شلام شلام خوفین دوستان عزیزم من دوباره برگشتم خواستم همون روز بگم ک نمیخوام برم و داشتم شوخی میکردم اما نشد دلم طاقت نیورد و امشب برگشتم در کل میخواستم بدونم رفتنم مهمه یا ن؟؟؟از دوستای ک زیر پستم کامنت گذاشتن و خواستن نرم خیلی سپاسگذارم خوشحالم دوستای به این خوبی دارم دلم واستون تنگولیده بود∧ـــ∧همیشه باهاتونم♥♥
دیدگاه ها (۱۷)

p:⁴⁶

رمان دورترین نزدیک

سکوتی که عشق گفت

می‌دونم دیره ولی شاید برگرده ...😔🖤

برای اولین بار تو عمرم می‌خوام سناریو بزارم🫠پارت1

فصل دوم: پارت ۱

💬 : دبی چطور بود ؟🐿️ : سریع رفتم و برگشتم. یه مراسم از AP بو...

✨🌱✨#ناحله#قسمت_نوزدهممحمد :پنجره ی ماشین و تکیه گاه آرنجم کر...

part45

عشق قدیمی ( پارت آخر)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط