{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ددی مافیا

ددی مافیا
پارت ۹

________________________🌜🌕🌛____________________

🌛ویو جیمین 🌜
وقت شیطنته رفتم و دستم رو دور کمرش حلقه کردم
# این همه زود میخوای بری ایلا نشود دیگه
@ دنبالم بیا مقرور
رفت زیر زمین سه تا در بود وارد در وسط شدیم یک اتاق بزرگ بود پر از شمشیر چاقو طبر های از ریز تا بزرگ کمربند های مختلف از سایز تا مدل بود جیمین رو بست به صندلی.
@ خوب پدر گفته که چطوری مادرم را اعضاب می‌دادی حالا یکی از کارای که کردی باهاش رو باهات میکنم تا ببینی چقدره میتونه یک ادم دل سنگ و بی روح مردم آزار باشه طمعش رو بچش
🌛زنگ زد به پدرش🌜
🌛ویو تماس🌜
سلام بیا همون دره وسط زیر زمین مخفی از راه ورود دهم
فعلا.
🌛پایان ویو تماس🌜
× او ببین کی این جاس
# چی تو هم این جا بودی همش رو دیدی
× نه از اون از همون دقیقه ای که پاتو داخل کزاستی میتونم برم ویدیو هارو به پلیس بدم و بدبختت کنم
# از کدوم ویدیو ها حرف میزنم
× از همون کاری که با آیدا کردی تا کاری که با ایلا کردی.
(آیدا مامان ایلا هست قاتی نکنید)
پدر ایلا با توفنگ صدا خفه کنش شلیک کرد تو وسط مغز جیمین و مرد.
🌛 پایان پارت ۹🌜
دیدگاه ها (۰)

مربی موتور سوار

چند پارتی درخواستی

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑻𝒘𝒐 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ³⁰ویو میکا_____صدای شلیک...

Blood contract/رمان مافیایی (تهیونگ)

Part40ویو نیلا صبح با دل درد خیلی بدی بیدار شدم زیر شکمم تیر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط