🌝✨نفرتی که تبدیل به عشق شد✨🌝

🌝✨نفرتی که تبدیل به عشق شد✨🌝
پارت ۳
_____________________✨🌝✨_______________________

🌝✨پرش به شب✨🌝
از عمارت زدم بیرون که دیدم جون کوک به ماشینش تکیه داده و منتظر کنه.
- سلام کوچولو
+ چی؟ باغچه جرعتی الان کوچولو صدام زدی
- با همون جرعتی که اومدم دنبالت
+ او چه غلطا
- خوب دیگه بهتره راحت بیوفتیم
+ من با تو دختر باز هیچ جاای نمیام
- مگه دسته خودته
جون سنا رو بزور بغل می‌کنه و می‌زاره توماشین
۳ ساعت بعد رسیدن
+ این جا دیگه کوجاس
- خونه آینده مون


🌝✨پرش به روز قبل✨🌝


🌝✨ویو جون کوک✨🌝
سلام آقای پارک جون شانا (پدر جون سنا)
بیا یک دست بازی کنیم خیلی وقته ندیدمتون
🌝✨علامت پدر جون سنا #✨🌝
# چند سالی میشه قبوله شرط رو شما بگین
- سره دخترت
# خوب شروع میکنیم
نتیجه بازی:جون کوک میبره

🌝✨پایان پارت ۳✨🌝
دیدگاه ها (۰)

⭐🌕کاد فادر🌕⭐پارت ۳----------------------------------------⭐🌕...

پارت شانزدهم کوک. رفتم شرکت بیبنم که این دوتا چی میگن ته. وا...

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼.Season:¹part:⁹....

پارت 5 رمان🦋 عشق مدرسه ای🦋اون کسی نبود جز جون کوک دوست پسر ق...

شب تولدم فصل 3پارت 17ات: تهیونگ به حرفاش گوش میکنمو ازش فاصل...

P.1 | ....وقتی یهویی.(ساعت حدود ۹ صبح بود که بالاخره چشمام ر...

پارت ۱۶

پارت ۶داشتم نگاه جونگ کوک میکردم که یهو از پله ها سر خوردم و...

طبقه ۱۲پارت ۶پرش زمانی به فردا:کوک نمیتونست نسبت به حرف های ...

پارت ۸(وقتی یونا احساس کرد که انگار دست هاش و پاهاش بسته شدن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط