{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝐏𝐚𝐫𝐭𝟏𝟎

𝐏𝐚𝐫𝐭𝟏𝟎
اسمات توی کامنتا🔞
+صبح شد بدنم درد میکردبه یاددیشب زدم زیره گریه رفتم جلوی اینه تا سینه هام کبود بود باسنم هنوز درد میکرد نمیدونم چرادیشب این حرفارومیزدم حالم بدشد یکی در زد
÷لیادخترم جونگ کوک میگه بیا پایین
+ش شما کیی هستین
÷من خدمت کارچندساله اینجام میتونی اجوماصدام کنی
+خشبختم باشه الا میام
÷باشه عزیزم
+ی لباس پوشیده ترپوشیدم رفتم پایین داشت صبحانه می‌خوردم ی صندلی دورازشو کشیدم بیرون نشستم
-زودباش بیااینجابشین ببینم
+نمیخوام
-لیامن چندباری حرفوتکرارنمیکنم تاسه شمردم اینجا اگه نبودی من میدونموتو 1 ...2
+باشه بابا. اوف
-زود باش
بلند شدم رفتم صندلی کنارش نشستم که گفت
-لباسارو چرا دراوردی قشنگ به تنت نشسته بودن
+گونه هام سرخ شد گفتم چرا باهام اینکارو کردی
-دیشب که خوشت میومد
+نخیرم اصلا
-اره من بودم میگفتم تا ته بکن توم تندتر
+عوضی
-چی
+گفتم خیلی آدمه عوضی هستی اشغال بدبخت
-از سره جام بلند شدمو‌ اومدم جلوش باسنشومحکم گرفتم چسبوندم به خودم
+ای دردم گرفت
-(اخم) چی گفتی
+(حقیقتش یکم ترسیدم راستشو بخوای) هیچی
-دفعه بعد ببینم زیاد حرف میزنی زبونتواز حلقت میکشم بیرون فهمیدی
+........
-(ی اسپینک محکم بهش زدم) گفتم فهمیدی
+(خیلی محکم زد اونقدرکه اشکم شروع کرد به ریختن)اره هق فهمیدم
-هوم خوبه بشین الا صبحونتوبخور تا بیام اگه شنیدم نخوردی من میدونمو تو
+اون عوضی رفت خیلی روانی بود بدبخت اشغال خیلی محکم زد اینقدر که اشکم در اومد اومدم پاشم برم تو اتاق که گفت اگه نخورم هوفففف نشستم دو سه تا لقمه خوردم رفتم تو اتاق هرچی گشتم دنباله گوشیم پیداش نکردم رفتم بیرون
+ببخشید
•بله خانم
+نمی‌خواد منوخانم صدابزنی
•معذرت میخوام دستوره اربابه
+شما به اون میگین ارباب
•بله خانم
+هوف می‌دونی گوشیم کجاست
•اینجابجزارباب حقه استفاده از موبایل رو ندارن
+یعنی چی اون الا گوشیه منو گرفته اوف خیلی ممنون میتونی بری
•چشم
+احمق بی همه چی آخه کی هستی رفتم سمته تلویزیون روشنش کردم داشتم همینجور کانال عوض میکردم که رسیدم به اخبار صداشوبلند کردم
%معلوم شده بزرگ ترین سهام داره کره که شایع شده بود خطرناک ترین مافیاست جئون جونگ کوک پسره خانواده جئون دیشب ازدواج کرده بابرادرزاده اش ازدواج کرده تلویزیونوخاموش کردم حالم بدشد
پایان
دیدگاه ها (۳)

Multi-Part: 4When you were pregnant, you went to the gym wit...

پارت شانزده

وقتی داداش ناتنیت بود. پارت اول.«ویو ات»سلام من اتم ۱۸ سالمه...

رمان:( تا وقتی که عاشقت شدم )

استاد من ۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط