{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آمد شهر صیام سنجق سلطان رسید

آمد شهر صیام سنجق سلطان رسید
دست بدار از طعام مائده ی جان رسید
دل قطعیت برست دست طبیعت ببست
سد ضلالت شکست مژده ی ایمان رسید
دیدگاه ها (۲)

از تکیه کردن مثل زن ها دیگه می ترسماین بار میخوام روی ِ پاها...

نگرانم ! ولی چه باید کردعشق ، دلواپسی نمی فهمددرد من ، خط می...

گریه هم بر غم این فاصله مرهم نشودمثل یک قهوه که از تلخی آن ک...

Covenant of Blood and Silk

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 8️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ روی صفحه‌ی گوشی‌ات...

سایه‌روشنِ نیمهِ شب.صدایِ تیک‌تاکِ ساعتِ دیواری، تنها صدایی ...

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

Five

سایه‌های کلاغپارت سی‌وهشتم | آخرین وارثشعله‌های آتش، اطراف ک...

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ¹صدای آژیر، سکوت سرد سحرگاه را در هم...

قلب یخی

『 𝙊𝙣 𝙏𝙝𝙚 𝙀𝙙𝙜𝙚 𝙊𝙛 𝘽𝙚𝙩𝙧𝙖𝙮𝙖𝙡 』𝙋𝙖𝙧𝙩 : ⁴⁵صدای آژیر آمبولانس، سکوت...

پارت ۹۶ | «شبی که همه‌چیز عوض شد...»غروب روز بعد...بعد از پا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط