{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حسّ و حال ِ همه ی ثانیـه ها ، ریخت به هم

حسّ و حال ِ همه ی ثانیـه ها ، ریخت به هم
شوق ِ یک رابطه با حاشیه ها ، ریخت به هم

گفته بودم به کسی عشق ، نخواهم ورزید
آمدیّ و همـه ی فرضیه ها ریخت به هم!

روح ِ غمگینِ تـــو در کالبدم ، جا خوش کرد
سرفه کردی و نظام ِ ریه ها ، ریخت به هم

بُغض ، کردیم و حسودان ِ جهان شاد ، شدند
دلمان ، تنگ شد وُ قافیــه ها ، ریخت ، به هم

من ، که هرگز به تو نارو نزدم ، منظر ِ عشق!
پس ، چرا زندگیِ ساده ی ما ، ریخت به هم؟
دیدگاه ها (۲)

حسّ و حال همه ی ثانیـه ها ریخت به همشوق یک رابطه با حاشیه ها...

پارت: 28 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**آدم‌ها همیشه یه الگوی رفت...

این یک رمان خیالی از بانگو هست و هیچ کدم از این اتفاقات واقع...

𝗕𝗿𝗼𝗸𝗲𝗻 𝗣𝗼𝗶𝗻𝘁𝗲 {پوانِ شکسته}𝗣𝗮𝗿𝘁 𝟵𝟲دستپاچه شدم و خواستم گوشی‌...

پارت ۵۶ آریانا هنوز نمی‌توانست باور کند.تهیونگ واقعاً زنده ب...

حسّ و حال همه ی ثانیـه ها ریخت به همشوق یک رابطه با حاشیه ها...

حس و حال همه ی ثانیـه ها ریخت به هم شوق یک رابطه با حاشیه ها...

حس و حال همه‌ی ثانیه‌ها ریخت به همشوق یک رابطه با حاشیه‌ها ر...

حس و حال همه ی ثانیـه ها ریخت به هم شوق یک رابطه با حاشیه ها...

حس و حال همه ثانیه ها ریخت به همشوق یک رابطه با حاشیه ها ریخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط