{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حس و حال همه‌ی ثانیه‌ها ریخت به هم

حس و حال همه‌ی ثانیه‌ها ریخت به هم
شوق یک رابطه با حاشیه‌ها ریخت به هم

گفته بودم به کسی عشق نخواهم ورزید
آمدیّ و همه‌ی فرضیه‌ها ریخت به هم !

روح غمگینِ تو در کالبدم جا خوش کرد
سرفه کردی و نظام ریه‌ها ریخت به هم !

در کنار تو  قدم می‌زدم و دور و برم ،
چشم‌ها پُرخون شد ، قرنیه‌ها ریخت به هم !

پای عشق تو برادرکُشی افتاد به راه
شهر از وحشتِ نرخ دیه‌ها ریخت به هم

بغض کردیم و حسودان جهان شاد شدند
دلمان تنگ شد و قافیه‌ها ریخت به هم

من که هرگز به تو نارو نزدم حضرتِ عشق !
پس چرا زندگیِ ساده‌ی ما ریخت به هم ؟
دیدگاه ها (۰)

حسّ و حال همه ی ثانیـه ها ریخت به همشوق یک رابطه با حاشیه ها...

حسّ و حال همه ی ثانیـه ها ریخت به همشوق یک رابطه با حاشیه ها...

حسّ و حال ِ همه ی ثانیـه ها ، ریخت به هم شوق ِ یک رابطه با ح...

حس و حال همه ی ثانیـه ها ریخت به هم شوق یک رابطه با حاشیه ها...

.حسّ و حال همه ی ثانیـه ها ریخت به همشوق یک رابطه با حاشیه ...

حسّ و حال همه ی ثانیـه ها ریخت به همشوق یک رابطه با حاشیه ها...

حس و حال همه ی ثانیـه ها ریخت به هم شوق یک رابطه با حاشیه ها...

حسّ و حال همه‌ی ثانیه‌ها ریخت به‌همشوق یک رابطه با حاشیه‌ها ...

حسّ و حال همه ی ثانیـه ها ریخت به همشوق یک رابطه با حاشیه ها...

حس و حال همه ی ثانیه ها ریخت بهم شوق یک رابطه با حاشیه ها ری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط