{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

pt3

pt3
کوک:بازم بهت میگم دفه دیگه نزدیکه اون نمیشی
نامجون:باشه باشههه ولم کنن
کوک:(ول کردن)
نامجون:اخ گلومم
کوک:(رفتن پیشه جیمین)
جیمین:همم...ها..ها..کوک..تو...خوبی
کوک:(اهمیتی ندادو نشست سره میزش)
جیمین:(یکم ناراحت شد)
کوک:هی ببخشید
جیمین:ها نه مشکلی نداره همیشه باهام اینجوری رفتار میشه
(یه لبخنده فیک زد)
و تماامم😔😂
بچها ببخشید کوتاه بود دستم درد میکنه🙂💜
دیدگاه ها (۶)

part 1I love you 💔🔸ویو جیمین از خواب بیدار شدم . به ستاره ها...

«سناریو»وقتی هم استادته هم شوهرت و روی درس هات✨ حساسه و به خ...

فیک وقتی خواهر نامجون هستی و جین عاشقته

پارت ۱۵ ``فیک شاید باید کنار بیام``

ا/ت واییی مرسیییی خیلی وقت بود هیچی اینجوری به دلم ننشسته بو...

پارت پنجاه و یکم / part51شوگا : _من مطمئنم اون جونگ‌کوکه .. ...

ᵖᵃʳᵗ"¹⁰°سارینا°بعد از اینکه سارا رفت ا/ت هم همراهش رفت منم ش...

🥀فصل دوم پارت 67🥀ات : جیمین ولم کن جیمین : نه ولت نمیکنم ات ...

᭙ꫀ ꪶꪮꪜꫀ ꪗꪮꪊ ℘10ویو لیاکوک بغلم کرده بود و منو برد روی صندلی ...

فردا صبح: جین: اهاییییی بیدار شین کلی کار داریم بجنبین زود ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط