{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

من سردم و سردم ، تو شرر باش و بسوزان

من سردم و سردم ، تو شرر باش و بسوزان
من دردم و دردم ، تو دوا باش خدا را
جان را که مه آلود و زمستانی و قطبی ‏ست‏
با گرم‏ترین پرتو خورشید بیارا
از دیده بر آنم همه را جز تو برانم‏
پاکیزه کنم پیش رخت آینه‏ ها را
من برکه ی آرام و تو پوینده نسیمی‏
دریاب ز من لذت تسلیم و رضا را
گر دیر و اگر زود ، خوشا عشق که آمد
آمد که کند شاد و دهد شور فضا را
هر لحظه که گل بشکفد آن لحظه بهار است‏
فرزانه نکاهد ز خزان ارج و بها را
می ‏خواهمت آن قَدْر که اندازه ندانم‏
پیش دو جهان عرضه توان کرد کجا را
از باده اگر مستی جاوید بخواهی‏
آن باده منم، جام تنم بر تو گوارا
سیمین بهبهانی
دیدگاه ها (۰)

من سردم و سردم ، تو شرر باش و بسوزانمن دردم و دردم ، تو دو...

من سردم و سردم ، تو شرر باش و بسوزانمن دردم و دردم ، تو دو...

#یک_بوسه_بس_است_از_لب_سوزان_تو_ما_راتا آب کند این دلِ یخ بست...

سردم و سردم ، تو شرر باش و بسوزانمن دردم و دردم ، تو دوا باش...

من سردم و سردم ، تو شرر باش و بسوزانمن دردم و دردم ، تو دوا ...

من سردم و سردم ، تو شرر باش و بسوزانمن دردم و دردم ، تو دوا ...

یک بوسه بس است از لب سوزان تو ما را تا آب کند این دل یخ بسته...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط