زیر زمین خانه اش را کرده بود #حسینیه . شروع مراسم ساعت 6

زیر زمین خانه اش را کرده بود #حسینیه . شروع مراسم ساعت 6 بعد از ظهر بود. دوستان نزدیکش با این که از ساعت سه بعد از ظهر می آمدند، اما همه چیز از قبل آماده بود.

خودش پاچه هایش را می داد بالا و مثل یک خادم کار می کرد و اجازه نمی داد کسی دست به سیاه و سفید بزند. حیاط و جلوی در خانه را جارو زده ، می شست. جلسه که شروع می شد، خودش را خیلی نشان نمی داد.
#شهید_صیاد_شیرازی #شهدا_و_اهل_بیت ع #شهدا_و_امام_حسین ع

راوی: سرهنگ حسن کلانتری #کتاب_خط_عاشقی1، حسین کاجی، انتشارات حماسه یاران، چاپ دوم 1395، ص 105 . (به نقل از کتاب یادگاران 11، رضا رسولی).

✂️برش ها - پایگاه جامع سیره شهدای جهان اسلام (ایتا و هورسا👇)
@boreshha
🌍http://www.boreshha.ir/
دیدگاه ها (۱)

.....پارت چهارم.....

007-پنهان در مه - پارت ۷۳

Season Two | 𝑯𝒊𝒅𝒅𝒆𝒏 𝑴𝒂𝒔𝒌ᴘᴀʀᴛ ² 🖤ساعت ۹ صبح | خانه‌ی تهیونگ و...

سایه‌های کلاغپارت سی‌وپنجم | حقیقتی که خون می‌خواستهلیکوپتر ...

خــــورشــــــیــــد شـــبــــهــامــــ🌗ᴘᴀʀᴛ 46[ویو آرا]فردا...

پارت ۲#تو راز شب های منی صبح روز بعد، سوآ با صدای زنگ ساعت ا...

پارچه را کنار زدم، محمد حسین بود. با همان لبخند همیشگی. خواس...

#مداح که بود، #شاعر هم بود. می گفت: من شرمنده ام که با سر وا...

ولی الله عاشق خدا و مرید اهل بیت (ع) بود. شب بود که از منطقه...

میان دار #هیئت بود. موقع سینه زنی آنقدر ابوالفضل ابوالفضل می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط