.

.
من آرومم
قسم خوردم آروم باشم ..
به اندازه ی تمام روزهایی که مونده ..
به اندازه ی تمام قطره های بارونی که روی این کره ی خاکی میشینه ..
به اندازه ی دوستت دارم هایی که بین عاشقا رد و بدل میشه ..
به اندازه ی نفسهای باقی مونده ام ..
قسم خوردم دیگه بهونتو نگیرم .. دیگه بی قراری نکنم
آروممم
آرومِ آروم ..
مثل یه کودک تو بغل مادر
مثل یه پرنده ی توی لونه ..
مثل لبخند گرم خورشید !!
من آرومم ..
فقط نمیدونم چرا گاهی آه میکشم ..
آه...به اندازه ی همه ی نفسام!
لعنت به این آه !!
به آه هایی که تو سینه ام هستن و ..
هر چقدرم عمیق نفس بکشم خالی نمیشن
ولی .. من آرومم .. درکنار دلتنگیا ، بغضا ، آه ها!!
خیالت راحت
از این به بعد .. نه من هستم .. نه سایه ی من ..
نه اشکی که فقط واسه تو بچکه!
من و احساسم تموم شدیم.........
دیدگاه ها (۱)

خدایا، خودت به دادِ دلم برس…تو از تمام بغض‌هایی که فرو خوردم...

پارت هجدهم شب عروسی آت. وای دخترا میکاپتون تموم نشد( آرایشگر...

پارت دوازدهم《خونه》《Custom kiss》 ویوتهیونگ:...

پارت: 22 (بخش3) **زاویه دید: زین**نگاهش اومد بالا و تو تاریک...

#دوپارتیهیونجین/ا.تP:2تو اون شب...آسمون تنهات نزاشت. آسمون ه...

*🐥: ممنونم بابت تبریک‌های تولدم. 💜🐥: بینایی‌ام ضعیف‌تر شده. ...

رمان جونگکوک (چشمان خمار)

┄┉♡┉┄𓂃 ࣪˖ ִֶָ𐀔 برای تو، پگ جیمین؛ قشنگ‌ترین اتفاقِ یک روز پا...

پارت: 31 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*سکوتِ خفه‌کننده‌ای بینمون ...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌100برای اولین بار...نینا احساس کرد این ج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط