{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دل و دین و

دل و دین و
عقل و هوشم
همہ را برآب دادے

ز کدام باده ساقے
بہ منِ خراب دادے

همہ سرخوش از وصالت
من و حسرت و
خیالت

همہ را شراب دادے و
مرا سراب دادے
دیدگاه ها (۱)

من از روز ازل، دیوانه بودمدیوانه روی تو، سرگشته کوی توسرخوش ...

نقدِ صوفی نه همه صافیِ بی‌غَش باشدای بسا خرقه که مُستوجبِ آت...

نفسم فصل شراب است کجایی بی من؟حال من بی تو خراب است کجایی بی...

عاشقانه های شبنم

خدایا تو خود این وجود مرا سراسر همه تار و پود مرابه عشق و به...

گمان مبر که ز مهر تو دست وادارم که گر چه خاک زمینم کنی، هوا ...

خدمت شمس حق و دین یادگارت ساقیاباده گردان چیست آخر داردارت س...

دستم به قلم رفت که سازی بنوازمبا نغمه ی سازم غزلی تازه بسازم...

ای یار ناشناخته من دوست دارمتگاهی به جان و گاه به دل می سپار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط