دیده از بهر تو خونبار شد ، ای مَردمِ چشم

دیده از بهر تو خونبار شد ، ای مَردمِ چشم
مردمی کن ، مشو از دیده ی خونبار جدا

ابر می بارد و من میشوم از یار جدا
چون کنم دل به چنین روز ز دلدار جدا

ابر و باران و من و یار ستاده به وداع
من جدا گریه کنان ، ابر جدا ، یار جدا
دیدگاه ها (۳)

#ابر می‌بارد و من می‌شوم از #یار جداچون کنم #دل به چنین روز ...

خداحافظ ای جوانی من خداحافظ یار نیمه راهم خداحافظ ای همه ی ...

تقدیم به جانانم:💐افکن گذر به کلبه ما تا بهم رسداز گرد رهگذار...

ای یار ناشناخته من دوست دارمتگاهی به جان و گاه به دل می سپار...

عاشقانه های شبنم

ای سروِ ناز، بر سرِ پیمانِ ما بمانای ماهِ شب، به خلوتِ چشمان...

دلم مشغولِ یک عشق است و از مردم گریزان است  میانِ سینه مِهرت...

دردهای منجامه نیستندتا ز تن در آورمـچامه و چکامه نیستندتا به...

رفته از کف بعد پیغمبر توانم یا علی خسته ام این روز ها، آرام ...

بخت آیینه ندارم که در او می‌نگریخاک بازار نیرزم که بر او می‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط