{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می روم در ایوان، تا بپرسم از خود

می روم در ایوان، تا بپرسم از خود
زندگی یعنی چه؟


مادرم سینی چایی در دست
گل لبخندی چید، هدیه اش داد به من


خواهرم تکه نانی آورد، آمد آنجا
لب پاشویه نشست


پدرم دفتر شعری آورد، تکیه بر پشتی داد
شعر زیبایی خواند و مرا برد،
... به آرامش زیبای یقین


با خودم می گفتم :
زندگی، راز بزرگی است که در ما جاریست
زندگی فاصله آمدن و رفتن ماست
رود دنیا جاریست . . .




#"سهراب سپهری"
دیدگاه ها (۶۱)

⃟🌸می روم در ایوان،تا بپرسم از خودزندگی یعنی چه؟زندگی،  راز ...

اهل کاشانم روزگارم بد نیست ...

تک پارتی از جونگ کوک اسم فیک :شرطِ مرگبارنورهای کم‌سوی کافه ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❽من اگر دنیای خودم را خلق نمی‌کردم، در دنیای دیگر...

مــــی روم در ایــــوان ، تــا بــپــرســم از خــودزنـــدگـی...

شب آرامی بودمی روم در ایوان، تا بپرسم از خودزندگی یعنی چه؟!!...

شب آرامی بود، می روم در ایوان، تا بپرسم از خود زندگی یعنی چه...

شب آرامی بودمی روم در ایوان، تا بپرسم از خودزندگی یعنی چه؟ما...

شب  آرامی بود می روم در ایوان، تا بپرسم از خودزندگی یعنی چه؟...

زندگی شاید آن لبخندی ست، که دریغش کردیم/ زندگی زمزمه پاک حیا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط