زندگی رویایی: پارت اول..

زندگی رویایی: پارت اول..
ویوا/ت
وارد مدرسه شدم و ایدا پرید بغلم محکم بغلم کرده بود منم محکم بغلش کرده بودم.
فقط یه روزه که همو ندیدم ولی جوری هم دیگه رو بغل کرده بودیم که انگار صد سال همو ندیدیم
(علامت‌ ا/ت - علامت ایدا =)
-چطوری کلک
=گوسفند میدونی چقدر دلم برات تنگ شده بود. حداقل یه زنگی میزدی
-بابا خیلی درد داشتم این بار که پریود شدم درد بدی داشتم الانم نمیخواستم بیام ولی بخاطر تو...
یهو ایدا پرید وسط حرفم گف
=منو گول نزن تو دلت برا عشقت تنگ شده نه!
-باشه باشه نونا تو راست میگی
-الان داداشت کجان اونوحتی بهم زنگ نزد که بگه چمه چرا نیومدم یعنی براش مهم نبودم واقعا که من..
=خواهر من نفس بکش چرا اینا رو داری تو روی من میگی برو تو رو خودش بگو
-راست میگی هاا من برم توهم برو پیش عشقت عزیزم
فرار کردم و رفتم رفتم سمت دفتر کوک در زدم
(علامت کوک+ علامت ا/ت-)
-آقای مدیر میشه بیام
در دفترش بسته بود بعد اینکه اجازه داد برم داخل گفتم
-آقا مدیر شما واقعا دوس دخترتون براتون مهم نیست؟؟
+چی میگی
یهو سرش رو گرفت و چشم تو چشم شدیم
گفت+ا/ت خوبی عشقم؟؟
-الان شدم عشقت واقعاکه من یه روز نیمودم مدرسه بعد آقای مدیر نگران دوس دخترش نشده..
+این چه حرفیه معلوم نگرانت بودم ولی خیلیی کار ریخته سرم از دیروز تو دفترم اصلا وقت نشد برم خونه استراحت کنم
واقعا ببخشید
-اوک اوک ببخشید یادم رفت شرایطت رو
یهو پریدم بغلش و محکم بغلم کرد
ویوکوک:
تو دفتر مشغول کارای باند بودم که در زدن بدونه اینکه سرم رو بگیرم بالا گفتم بیاد داخل ندیدم کی آمد داخل تا موقعی که گفت اقا مدیر دلتون برا دوست دخترتون تنگ نشده سرم رو گرفتم بالا و ا/ت رو دیدم
واقعا خیلی دلم براش تنگ شده بود ولی خیلی کار ریخته بود سرم...
موقعی که پرید بغلم محکم بغلش کردم دلم برا عطر تنش تنگ شده بود به سمت کاناپه دفترم بردمش و نشستم و نشوندمش رو پام
ویو ا.ت
جونگکوک منو رو پاش نشوند لبامو رو گردنش گذاشتم و یه مک خیلی پررنگ رو گردنش گذاشت یه آخی زیر لبی گفت.
بهش گفتم
-امروز با تو کلاس داریم
+اره چطور ؟؟
-هیچ بعد میفهمی
+اوک عشقم
لباشو بوسیدم و رفتم سمت کلاسم
(ویو کلاس جونگکوک )
ویو جونگکوک:
از موقعی که ا.ت رو گردنم رو بوسید سر هر زنگی که میرفتم یه جوری نگام میکردن
زیاد اهمیت ندادم
رفتم سر کلاس ا.ت همه به احترامم پا شدن ا.ت داشت می‌خندید نه فقط ا.ت همه بچه های کلاس یهو خواهرم گفت
=اوپا کی رو گردنت کیس گذاشته
یهو کلاس رفت رو هوا ایدا خواهرم از همه چی خبر داشت ولی خودش رو به ندونستن میزد ا.ت هم داشت می‌خندید
پس منظورش این بود..
دیدگاه ها (۰)

(دلداده) (یک ساعت بعد )یک ساعت فقط داشتم با خودم ور میرفتم ک...

یونگی ویومامان ا/ت که رفت بیرون با صورت خیلی کیوت می خندید و...

تکپارتیـ درخواستیــــــــــــــــ«🥺»ــــــــــــــوقتی بهت س...

The unwanted Roommate _________________________ویو پارک یوری...

«اسلاید بعد لباس تهیونگ»لتس گو؟؟فایتینگ 🔮 🤞 (تابع قوانین ویس...

سرنوشت پارت (۱۲)

P25عروس فراری ⚠️اقا یه یه بگین نوسیدنه رو عوض کنم یا نه فقط ...

سناریو هانما پارت اخر

True Love③⑤شبتهیونگ: این ا/ت نبود مطمئنم این ا/ت نبود من ا/ت...

سناریو ایدل رویایی پارت ۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط