تکپارتی نامجونننننننننن درخواستی
وقتی کل روز لوس شده بودیو میگفتی نامجون اوپا بغللللل
نامی صبح پاشد تا بره کمپانی خیلی آروم بلند شد لباس پوشید جون میدونست اگر بیدار شی نمیذاری بره
+نامی کجا میری🥺
_پرنسسم میرم سرکار
+نه نرو تولوخدا🥺
_خوشگلم نمیشه که نرم
+نامجون اوپااا بغللل
_ای خدا بیا بغلم میبرمت با خودم
+واقعااااا
_آره
نامی رو بغل کرد واهشو دور کمر نامی حلقه کرد نامی زیر باسنشو گرفت تا نیفته بردش آشپزخونه گذاشتش رو میزه بهش صبحونه داد
+اوپااا بغلم کن
_باشه (بغلش کرد بردش اتاق )
_خب کدومو میپوشی آبیه یا صورتیه
+صولتیییی
_(بهش پوشوند)
_پاتو بیار بالا جورابتو بپوشونم
+باجه
_خب تموم شد بیا بریم دیرم شد
+اوپاااااا بغللللل
_ای خداااا بیا بغل اوپاا
بعلههه قصه ما به سر رسید کلاغه به کنسرت بی تی اس رسید ولی ما نهه
نامی صبح پاشد تا بره کمپانی خیلی آروم بلند شد لباس پوشید جون میدونست اگر بیدار شی نمیذاری بره
+نامی کجا میری🥺
_پرنسسم میرم سرکار
+نه نرو تولوخدا🥺
_خوشگلم نمیشه که نرم
+نامجون اوپااا بغللل
_ای خدا بیا بغلم میبرمت با خودم
+واقعااااا
_آره
نامی رو بغل کرد واهشو دور کمر نامی حلقه کرد نامی زیر باسنشو گرفت تا نیفته بردش آشپزخونه گذاشتش رو میزه بهش صبحونه داد
+اوپااا بغلم کن
_باشه (بغلش کرد بردش اتاق )
_خب کدومو میپوشی آبیه یا صورتیه
+صولتیییی
_(بهش پوشوند)
_پاتو بیار بالا جورابتو بپوشونم
+باجه
_خب تموم شد بیا بریم دیرم شد
+اوپاااااا بغللللل
_ای خداااا بیا بغل اوپاا
بعلههه قصه ما به سر رسید کلاغه به کنسرت بی تی اس رسید ولی ما نهه
- ۱۴۰
- ۱۴ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط