دو پارتی نامجون

دو پارتی نامجون
P:1
مست جذابم
..............................
زیادی خورده بود...نمیدونست چرا...قرار بود یکم بخوره ولی از دستش در رفت...تنها چیزی که میتونست حالش رو خوب کنه ، آغوش گرم عشقش بود...پس از تولد دوستش اومد بیرون و با همون حالت مستی رانندگی کرد...

نزدیک بود چهار/پنج بار تصادف کنه ، چراغ قرمز رو رد کرد و...

اما به هیچ چیز اهمیت نمی‌داد...

به خونه رسید...کلید رو توی در انداخت اما از بس گیج بود نمیتونست در رو باز کنه... دختر سرش رو از گوشی بیرون آورد و صدای کلید رو شنید..از توی چشمی نامی رو دید ، در رو براش باز کرد...

ـ عه!!!نامی!!مگه چقدر خوردی؟؟؟؟
ـ خیلی کم ( و شروع کرد به خندیدن)
ـ تو واقعا دیوونه شدی!
ـ دیوونه توئم..دیوونه تو دختررر(داد و خنده)

همینجوری چرخید و خودش رو محکم روی کاناپه انداخت...

ـ بیا
ـ کجا؟
ـ توی بغلم

دختر رفت توی بغل نامی اما بوی الکل باعث شد اعتراضش بره بالا..
ادامه دارد...
دیدگاه ها (۰)

پارت ۴۵ نور صبح از لای پرده افتاده بود روی صورت تهیونگ.آروم ...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_55فصل بیست‌وچها...

🫧~"عشق عجیب ما "~🫧p:: ۱ ــ+ اهه چرا این اپلیکیشن اینجوریه!( ...

پارت ۱۹۶

سوگند خون و برف -—“Oath of Blood and SnowPART:3 ــــــــــــ...

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟑𝟏اتاق برای چند ثانیه توی سکوت فرو رفت.ا...

چند پارتی جیمین پارت پنجم

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟑𝟗تماس قطع شده بود.ناتالیا هنوز گوشی رو ...

𓆩 پارت ۸۲ 𓆪 🖤ساعت هشت شب، ات و جیمین مقابل عمارت قدیمی ایستا...

فصل بیست و هفتم: برادری که همه‌چیز را می‌دانستآرون هنوز درست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط