{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قهرمان غزلیات منی؛ می دانی ؟

قهرمان غزلیات منی؛ می دانی ؟
لا به لای غزلم درد مرا می خوانی ؟

گل خورشیدی این باغ پر از اعجازی
لحظه ها در نفس صبح غزل پنهانی

مثل آیینه ترک خورده لب احساسم
و تو در لای همین قاب ترک می مانی

توی بازار دو چشمان عزیزت گم شد
دل این برده ی خوش آتیه ی کنعانی

پای من باز به دنبال تو تاول زده است
برده ای هوش دلم را به همین آسانی

تا به معراج رسیدم تو شدی معجزه ام
غزلم سوره ی عشق است تو شرح آنی

قهرمان غزلم؛ باخبری از دل من
دوستت دارم و دانم که تو این می دانی
دیدگاه ها (۲)

یاد تو زیباست،میدانم که میدانی چرادیدنت رویاست،میدانم که مید...

هرچه بیشتر مردم را میشناسمبیشتر سگم را دوست میدارم ..."مارک ...

من شبیه کوهم امّا از وسط تا خورده امتو تصوّر می کنی چوبِ خدا...

ﺷﻌﺮﯼ ﺯﯾﺒﺎ ﺍﺯ ﺣﻀﺮﺕ ﻣﻮﻻﻧﺎﻋﺎﻗﺒﺖ ﺧﺎﮎ ﺷﻮﺩ ﺣﺴﻦ ﺟﻤﺎﻝ ﻣﻦ ﻭ ﺗﻮﺧﻮﺏ ﻭ ﺑ...

اربعین که می‌آید، انگار تمامِ زمین و زمان در یک بغضِ طولانی ...

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

پارت: 17 (بخش3) **زاویه دید: زین**بدونِ اینکه برگردم سمتش، ب...

متن آهنگ علی سورنا صاعقهتو ذهنم لحظه لحظه صائقه استیه دنیای ...

اعتیاد من بهت.

📖 معرفی رمان: قصر سایه‌هاژانر: درام تاریک، عاشقانه‌ی اجباری،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط