قهرمان غزلیات منی؛ می دانی ؟
قهرمان غزلیات منی؛ می دانی ؟
لا به لای غزلم درد مرا می خوانی ؟
گل خورشیدی این باغ پر از اعجازی
لحظه ها در نفس صبح غزل پنهانی
مثل آیینه ترک خورده لب احساسم
و تو در لای همین قاب ترک می مانی
توی بازار دو چشمان عزیزت گم شد
دل این برده ی خوش آتیه ی کنعانی
پای من باز به دنبال تو تاول زده است
برده ای هوش دلم را به همین آسانی
تا به معراج رسیدم تو شدی معجزه ام
غزلم سوره ی عشق است تو شرح آنی
قهرمان غزلم؛ باخبری از دل من
دوستت دارم و دانم که تو این می دانی
لا به لای غزلم درد مرا می خوانی ؟
گل خورشیدی این باغ پر از اعجازی
لحظه ها در نفس صبح غزل پنهانی
مثل آیینه ترک خورده لب احساسم
و تو در لای همین قاب ترک می مانی
توی بازار دو چشمان عزیزت گم شد
دل این برده ی خوش آتیه ی کنعانی
پای من باز به دنبال تو تاول زده است
برده ای هوش دلم را به همین آسانی
تا به معراج رسیدم تو شدی معجزه ام
غزلم سوره ی عشق است تو شرح آنی
قهرمان غزلم؛ باخبری از دل من
دوستت دارم و دانم که تو این می دانی
- ۱۲.۹k
- ۰۸ مرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط