{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چند روزی است که تنها به تو می اندیشم

چند روزی است که تنها به تو می اندیشم از خودم غافلم اما به تو می اندیشم شب که مهتاب درآیینه ی من می ر قصد می نشینم به تماشا به تو می اندیشم همه ی روز به تصویر تو می پردازم همه ی گریه شب را به تو می اندیشم چیستی ؟ خواب و خیالی ؟ سفری ؟خاطره ای ؟ که دراین خلوت شب ها به تو می اندیشم لحظه ای یاد تو از خاطرمن خارج نیست یا درآغوش منی یا به تو می اندیشم اگر آینده به یک پنجره تبدیل شود پشت آن پنجره حتی به تو می اندیشم
دیدگاه ها (۲)

رها🍂 شب که می شودمی نشینم رو به روی آینه ی دلماز تو می گویما...

گاهی آدمنه از رفتنِ کسی شکایت دارد،نه از ماندنِ خاطره‌ای...ف...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

تو نمی‌دونی ولی باد لای موهات منم. اون شب که درد داری، گرمی ...

😘❤️💔😘پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، ...

سال‌هاست که تقویم‌ها دیگر اسم تو را ورق نمی‌زنند و ساعت‌ها د...

فراتر از خویش

لطفا برگرد عزیزم بدون تو اینجا هیچ معنایی ندارد.برگرد... نه ...

۳ پارتی

پارت: 16 (بخش4) **زاویه دید: هیزل*ساعت ۹ شب. هوا به قدری سرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط