عضو هشتم بی تی اس پارت ۱۹

بایول:داشتیم میرفتیم بیرون که گوشیم زنگ خورد ، اون.....بازم اون عوضی ، گوشیرو جواب دادم
بایول:مگه بهت نگفته بودم دیگه بهم زنگ نزن
؟؟؟:چرا؟ باید بدونم معموریتت رو خوب انجام میدی یا نه
بایول: بهت گفتم هنوز شروعش نکردم جون وو ، الات تو موقیعتی نیستم که معموریتو شروع کنم
جون وو:خیلی خب ، باشه! میبینمت
بایول:میبینمت؟من بعد اون معموریت کوفتی تو میمیرم میخوای جنازمو ببینی😒
جون وو:شاید
بایول: (قطع کردم و راه افتادم)
ببخشید بچها دیر کردم ، خب از اینجا میریم کنسرت یونگی دیگه ؟
ته : اره ، راستی کی زنگ زده بود بهت ؟ انگار خیلی عصبی شده بودی
بایول:مهم نیست ، بریم
اعضا :بریم
(کنسرت)
بایول:جیغغغغغغغ ، بچها جین جیهوپم اینجانننن (تو کنسرت یونگی واقعا جینو جیهوپم بودن ، میدونستین دیگه ، یونگی کنسرت داشته ، و همه اعضا بودن؟)
یونگی:من رفتم
بایول:میترکونی، مطمئنم
اعضا:موفق باشی
جین:بچها این دختره کیه؟ مگه قرار نیست نیم ساعت دیگه ارمیا بیان ؟
کوک: هیونگ اون عضو هشتمه !
جین:چیییییییییییی؟ جدیییییی؟ اهم خشبختم ، ورلد واید هندسام جین هستم😊
جیهوپ: خب خانم جانگ ، ما که باهم اشنا شده بودیم
بایول:بله ، درسته
جین:همو میشناسید؟
بایول:بله ، وقتی برای گروه اودیشن میدادم جیهوپ یکی از داورا بود
جین:اها پس فقط من نمیدونستم😑
بایول:خب ، پیش میاد دیگه ، بشینید لطفا (لبخند)
جیهوپ: با شمام رسمی حرف میزنه؟
جیمین:نوچ ، ا.ت باما راحته
جیهوپ: ا.ت ؟ این....یه اسم ایرانی نیست ؟
بایول:چرا ایرانیه ! منم ایرانیم ولی وقتی اومدم اینجا اسمم رو عوض کردم
جهوپ:اها ، باشه ، خب ، خواستم بگم بامام راحت باش ، ما خانواده ایم
تهیونگ:اوهوی ، منو انداختید ردیف جلویی که با من حرف نزنید؟ دارم براتون !
اعضا: (خنده)
بایول:کنسرت شروع شد (به امید روزی که ما اینو بگیم)
(چند دقیقه بعد)
جین:هوپی ، فک کنم لو رفتیم
هوپی:موافقم
بایول:جیغغغغغغغغغ
نامجون: تاحالا کنسرت نیومدی؟
بایول:راستش نه ، خیلی باحالههههههههه
نامجون: (هیچی.....فقط میخنده)


(خب...ادمین صحبت میکنه ، خیلی چیزای زیادی به ذهنم نمیرسه ، میدونم کمه ببخشید)
دیدگاه ها (۲)

جیمین لاوراا:جیمین لاوراا کجاییددد؟نمیدونم ولی دوستام میگن ت...

⟭𝑓𝑟𝑜𝑚 𝑓𝑟𝑖𝑒𝑛𝑑𝑠ℎ𝑖𝑝 𝑡𝑜𝑜 𝑙𝑜𝑣𝑒 ⟬𝑃𝑎𝑟𝑡 22...........گارسون=بله بفرم...

پارت ۳۵ بعد از شام، جین‌وو روی مبل لم داده بود و مشغول کار ب...

........ پارت بیست و پنجم.......

ادامه part 64بعد رفتم توی اتاق کوچیکی که توی اتاق در آوردن ب...

پارت ۱ ویو ا.ت موهام رو با کلیپس قهوه ای رنگم بستم و شروع کر...

عشق_بعد_نفرت پارت: 4یونگی: ات یادت نرفته که باید همه مون رو ...

وقتی تهیونگ به ات و بقیه میگه منم ازدواج کردم😂🤣🤣جون کوک: چرا...

⁦#درخواستیپارت آخرکه یهو پرستارا و دکترا تند تند رد میشدن و ...

سناریو درخواستی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط