دیگر مهم نبود كسى دوست داردم
دیگر مهم نبود كسى دوست داردم
يا عمدا از نگاه خودش مى رهاندم !
ديگر مهم نبود كه افتاده ام زچشم
يا روى چشم هاى ترش مى گذاردم !
نه دانه هاى مهر، ،مى اندازدم به دام
نه سنگ هاى قهر كسى ميپراندم !
هم ناز شستش آنكه سپرده است دل به من
هم آنكه تا ابد به خدا مى سپاردم
نه سردى خزان كسى ميكشد مرا
نه بارش دو چشم ترى، مى بهاردم
من اهل رويشم ، همه جا سبز می شوم!
اصلا مهم نبوده كسى هم بكاردم.
يا عمدا از نگاه خودش مى رهاندم !
ديگر مهم نبود كه افتاده ام زچشم
يا روى چشم هاى ترش مى گذاردم !
نه دانه هاى مهر، ،مى اندازدم به دام
نه سنگ هاى قهر كسى ميپراندم !
هم ناز شستش آنكه سپرده است دل به من
هم آنكه تا ابد به خدا مى سپاردم
نه سردى خزان كسى ميكشد مرا
نه بارش دو چشم ترى، مى بهاردم
من اهل رويشم ، همه جا سبز می شوم!
اصلا مهم نبوده كسى هم بكاردم.
- ۳۷.۱k
- ۲۶ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط