یکم در و دل

سلام
خوبید؟
منکه خوب نیستم...دلم برا اتاقم،تختم،کتابام،وسایل نقاشیم،بالشتم،بازی برد گیمام،شلختگی اتاقم،روزنامه های هری پاترم،ریسه های اتاقم که همیشه باهاشون ور میرفتم،اشپز خونمون،اشپزی کردنام تو آشپزخونه بدون اینکه مامانم غر بزنه،کثیف کاری کردنای برای کارای نقاشیا و کاردستیام،...تنگ شده بچه‌ها
همه میگن چقدر الان تو سرخوشی همه استرس دارن تو سرخوشی!
به جان خودم قسم شبامو ندیدن
از قسط میام تو بالکن میخوابم که کسی نبینه دارم گریه میکنم....
حالم خوب نیست
همش نگران بقیم خالم و دختر خالم و پسر خالم و شوهر خالم که الان قراره از حج برگردن!
دختر عموهام زن عموم و عموهام!
همه،همه!
نمیدونم چرا ولی احساس خوبی ندارم
الان میگید عادیه ولی اون احساسی که میگم احساسی نیستش که همه ی ما داریم یه چیزیه که داره عین موریانه کل وجودمو میخوره....
میدوند قرار بود فردا پس فردا دوستم تولد بگیره میخواستم تو تولدش دوستامو باهم آشتی بدم....
خدایا این قوم اسرائیل رو خودت لعن و نفرین کردی و همه‌ی عالمم الان دارن نفرینشون میکنن
چرا اخه یه اسرائیلی به اینکه اومده ۵ تا بچه‌ی بیگناه فلستینی رو کشته افتخار کنه؟؟؟
خدایا خودت نجات مون بده...
{خدارو چه دیدی شاید شب تموم شد...}



:)
دیدگاه ها (۱)

╭─────────────── 🌷 ───────────────╮✦ پارت ۵۱ | نقشه‌ی دریا ✦...

هزار یک شب

p:⁷..." Happening"

پارت ۵

دنیای عجیب پارت چهاردهم

پسر:چیزی شده؟😕 دختر:ن آقاییم خو حفم تموم شده تو حف بزن😢 😍 ...

فیک مدرسه ی من پارت ۵وبو ات برگشتم دیدم یه ذن داه میدوعه طرف...

دختر بازیگوش من

hot chocolate

بخونید تااخرش😔 دختر:عشقم؟:crying_face:ینی میشه منو و توام ی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط