hot chocolate

پارت ²⁸
رزی : چه خونه ی مرتبی
کوک : همین الان مرتب کردم
جیسو : چرا
کوک : من که تنهام هیچ کدوم از اعضای خانوادمم تا دیروز نمی‌دونستم کجام انقدر خونم بهم ریخته پر لباسو شیشه ی الکل بود
لیسا : می‌دونستی بیاید آیدلا نباید الکل بالای ۲۰ درصد بخورن
کوک : ای خدا چه قانونای عجیبی
لیسا : شوخی کردم
کوک : اخیش
جنی : اهمممممممممممممممممم "اخم کیوت "
کوک : جدا باید بیام خونه ی شما ؟
جنی : بله پس چی فکر کردی
کوک : من هیچی فکر نکردم
جیسو : شنیدم قفسه ی سینت شکسته " دارن کاری میکنن جنی مجبورش نکنه ولی نمی‌دونن که قفسه ی سینه ی کوک شکسته "
کوک : کی بهت گفته من که به هیچ کس نگفته بودم ؟
جنی : جانم " تعجب "
جیسو : من از خودم در آوردم ولی واقعا " تعجب "
کوک : آره واقعا اون پیر کیوته رو دیدین
لیسا : آره بقیه بهش میگفتن جوجه
کوک : با لگد قفسه ی سینمو شکوند و سال اولی که آیدا شدم به زور دنس میرفتم هنوزم کامل خوب نشده و بعضی اوقات تیر می‌کشه
جنی : میای یا نه
رزی : جونگکوک تو چی میخوری
لیسا : بابا تو چیکار یخچال مردم داری
کوک : من ؟ هیچی اگه گشنم بشه زنگ میزنم آجوما بیاد برام غذا درست کنه
رزی : گشاد خب خودت درست کن
کوک : نمی‌خوام من نمی‌دونم چی درست کنم ولی آجوما هرچی درست کرد باید بخورم وگرنه به زور تو حلقم می‌کنه
لیسا : بیا بریم خونه ی ما
جنی : اگه نیای جنی بی جنی
کوک : باشه میرم حموم بعدش میام شما برید
رزی : نه از زیر دستمون در میری
کوک : باشه
از پله ها رفتم بالا و رفتم تو اتاقم و سریع رفتم تو حموم
پنج دقیقه بعد اومدم بیرون لباسمو پوشیدم موهامم بستم و رفتم پایین
رزی : به این سرعت
کوک : آره
جنی : بریم
جیسو : لباس گرم نمیپوشی
لیسا از بیرون جیغ کشید
لیسا : جیغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغ
رفتیم بیرون
لیسا : سگگگگگگگگگگگگگگگگگ
کوک : هوی بم پدصگ برو تو
بم رفت تو
لیسا : سگ توعه
کوک : آره
جنی : بریممممممممممممممممممممممممم
کوک : کی بامن میاد ؟
جیسو : بستگی داره با چی میری
کوک : موتور سیکلت
رزی : مننننننننننننننننننن بقیه میترسن
لیسا : نمی‌ترسیم هوا سرده
اونا حرکت کردن منو چه یونگم پشت سرشون حرکت کردیم
بعد پنج دقیقه رسیدیم
جیسو : ای راننده ی احمق
کوک : چی شده
جیسو : راه نیم ساعتی چطور تو پنج دقیقه اومد
رزی : چه حال داد
لیسا : بریم تو
رفتیم تو و جنی فیلم گذاشت
جنی : پنج نفریم از هر چیزیم پنج تاست اوکی
کوک : جنی ؟
جنی : چیه
کوک : موهات اذیتت نمیکنه
جنی : بیا موهامو ببند اینا نمیبندن منم که دستم نمی‌رسه
رفتم موهای جنی رو بستم
لیسا : فردا کنسرت داریم میای
کوک: آره
جیسو : به عنوان تماشاگر نه
کوک : به عنوان چی بیام
جنی : توهم بیا اجرا کن
کوک : دو روز پشت سر هم به......
رزی : عه بی ادب
کوک : به باد میرم
رزی : افرین
لیسا :
🍊🧡
دیدگاه ها (۰)

From hate to lovePart:9 ویو آرتمیسدلم خیلی درد میکرد و داشتم...

سیلام بیبی های من 😍🎀 چطورین ؟🧸 بریم برای پارت گذاری ؟😎بزن بر...

اجبار به بدبختی پارت ۴۵

Love youپارت دوازدهمسرم بدجور درد میکرد بزور چشمامو باز کردم...

پارت ۴که یهو دستم کشیده شد و کشیده شدم تو بغل یکی. سرمو بلند...

Iove and the moonPart36کوک: عشقم پاشو صبح شده یونا: نمی خوا...

پارت 6 ★رمان ازدواج مخفی با هوانگ★ویو صبح: ات: بلند شدم دیدم...

فردا صب ساعت ۶کوک ویو:صبح نوری که به چشمم میخورد بیدار شدمآی...

رومان قطره قرمز (پارت 5)

Part40ویو نیلا صبح با دل درد خیلی بدی بیدار شدم زیر شکمم تیر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط