هرزه ی حکومتی پارت ۱۶

هرزه ی حکومتی پارت ۱۶


ویو ات

بهوش اومدم و خیلی درد داشتم کمرم میسوخت
سرم درد میکرد و بخاطر مشکل قلبی قلبمم درد میکرد
از تاریکی میترسیدم و کله اتاق تاریک بود که صدای خفیفی شنیدیم


کوک : بلاخره بهوش اومدی هرزه کوچولو

ات : بزار برممم..ازت بدم میاد خیلی بدییی من از قصد اینکارو نکردم . بغض

کوک : تو گوه خوردی اینجا ارباب منم و میگم نه . کمی داد


ویو کوک

برق و روشن کردم و مچ دستش و محکم گرفتم و بردمش بیرون
بردمش تو اتاق و همون وسط ولش کردم و اومدم بیرون و در اتاق و قفل کردم

ات : خیلی درد داشتم و به زور بلند شدم و رفتم حموم ویه دوش ۱۰ مینی گرفتم
وقتی آب میریخت رو زخمم خیلی میسوخت و درد داشت
اومدم بیرون و فایل و برگردوندم
و یه لباس خواب پوشیدم و ولو شدم رو تخت و بعد سیاهی ☆

کوک : دیدم فایل برگشت و کسی ندیده بودش رفتم و در اتاقش و باز کردم که دیدم خوابیده منم رفتم نشستم لبه ی تخت و نگاهش میکردم
موهاش و از تو صورتش زدم کنار و بوسه ای روی پیشونیش گذاشتم

بعد رفتم تو اتاق کار خودم و دیدم...


شرط : لایک ۱۰ و کامنت ۱۰ 💋💋❤❤
دیدگاه ها (۵۱)

ساعت هفت صبح عکس گرفتن حال میده 😂اینجا داشتم از دل درد میمرد...

رمان

سیلام بیبی های من 😍🎀 چطورین ؟🧸 بریم برای پارت گذاری ؟😎بزن بر...

شب تولدم فصل 3پارت 10ات: باشه 10مین بعد جونگ کوک: ات پاشو بر...

#برادر ناتنی من

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۴با کوک رفتیم یه پاساژ یه هودی ckبرداشت و حساب کردم و ب...

*ویو ات *شب شده بود ساعت نزدیکای ۹ بود پس تصمیم گرفتم برم بی...

پارت ۱۳دید ات نیست که همون موقع جیمین اومد و گفت چیشد ؟ تهیو...

خودم درست کردم بنظرم خیلی قشنگ شدن💖💖نمیدونم چرا ولی یهو فاز ...

bts

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط