{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من از عاشق شدن بی بوسه های یار میترسم

من از عاشق شدن بی بوسه های یار میترسم
من از عشقی که باشد آخرش دیوار میترسم
همین امروز با دل میکنم عهدی که بعد از این
هم از دلدادگانِ کوچه و بازار میترسم
تو هم مانند من یک لحظه عاشق شو تصور کن
که از بودن درون قلب بی مقدار میترسم
نمیدانم کجای مشق ها را خط خطی کردم
که تا این حد از این شبهای کور و تار میترسم
تو از شرمی که در چشمان من پیداست میفهمی
که حتی از حروف واژه ی دیدار میترسم
به پاکی نگاه عشق دارم اعتماد اما
هر از گاهی هم از چشم خیانت بار میترسم
نشانی نیست از فرهاد و شیرین،لیلی و مجنون
من از این عشق های بی کس و بی کار میترسم
دیدگاه ها (۱)

من از "عاشق شدن" بی بوسه های یار میترسم ؛من از عشقی که باشد ...

من از عاشق شدن بی بوسه های یار میترسممن از عشقی که باشد آخرش...

من از عاشق شدن بی بوسه های یار میترسممن از عشقی که باشد آخرش...

من از عاشق شدن بی بوسه های یار میترسممن از عشقی که باشد آخرش...

خوب چه کند این مجنون !...

دست من نیست اگر عاشق و مجنون توام ، میفهمی؟!بی خیال غم آینده...

من کجای دل تو جا دارم؟ ...بین مشتاقانت؟در هیاهوی گرفتارانت؟د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط