من از عاشق شدن بی بوسه های یار میترسم

من از عاشق شدن بی بوسه های یار میترسم
من از عشقی که باشد آخرش دیوار میترسم

همین امروز با دل میکنم عهدی که بعد از این
هم از دلدادگانِ کوچه و بازار میترسم

تو هم مانند من یک لحظه عاشق شو تصور کن
که از بودن درون قلب بی مقدار میترسم

نمیدانم کجای مشق ها را خط خطی کردم
که تا این حد از این شبهای کور و تار میترسم

تو از شرمی که در چشمان من پیداست میفهمی
که حتی از حروف واژه ی دیدار میترسم

به پاکی نگاه عشق دارم اعتماد اما
هر از گاهی هم از چشم خیانت بار میترسم

نشانی نیست از فرهاد و شیرین،لیلی و مجنون
من از این عشق های بی کس و بی کار میترسم

صدایت میکنم شاید طلوع قلب من باشی
منی که سالها از مردم بیدار میترسم

من از عاشق شدن بی بوسه های یار میترسم
از عشقی که نگردد روز و شب تکرار میترسم


دیدگاه ها (۳)

محبوبم:سلام به شما از گوشه ی تنهایی من که دیشب در یکی از نیم...

📚 داستان | سهمی که از عشق نداشتدیروز، بلورخانم، همسر احمدآقا...

★دستبند ما؟!...p⁴پدرم که از تعجب و عصبانیت هیچی نمیگفت، با د...

من از عاشق شدن بی بوسه های یار میترسممن از عشقی که باشد آخرش...

من از "عاشق شدن" بی بوسه های یار میترسم ؛من از عشقی که باشد ...

من از عاشق شدن بی بوسه های یار میترسممن از عشقی که باشد آخرش...

من از عاشق شدن بی بوسه های یار میترسممن از عشقی که باشد آخرش...

عشقی مثل لیلی و مجنون برای همتون آرزو میکنم❤️دید مجنون را یک...

مےخواستم از عشق بنویسم ،از حس خوب عاشق شدن ،از طعم شیرین دلد...

مےخواستم از عشق بنویسم ،از حس خوب عاشق شدن ،از طعم شیرین دلد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط