{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من از عاشق شدن بی بوسه های یار میترسم

من از عاشق شدن بی بوسه های یار میترسم
من از عشقی که باشد آخرش دیوار میترسم

همین امروز با دل میکنم عهدیکه بعد ازاین
هم از دلدادگـانِ کوچـه و بازار می ترسم

تو هم مانند من یک لحظه عاشق شو تصورکن
که از بـودن درون قلب بی مقـدار میترسم

نمی دانم کجای مشق ها را خط خطی کردم
که تا این حد از این شبهای کور و تار میترسم

تو از شرمیکه درچشمان من پیداست میفهمی
که حتـی از حروف واژه ی دیدار می ترسم

به پاکی نگاه عشـق دارم اعتـــــماد اما
هر از گاهی هم از چشم خیانت بار می ترسم
دیدگاه ها (۴)

من از عاشق شدن بی بوسه های یار میترسممن از عشقی که باشد آخرش...

من از "عاشق شدن" بی بوسه های یار میترسم ؛من از عشقی که باشد ...

من از عاشق شدن بی بوسه های یار میترسممن از عشقی که باشد آخرش...

من از عاشق شدن بی بوسه های یار میترسممن از عشقی که باشد آخرش...

در این نفس های آخر ماه وقتی منادی، بانگ «ربّنا» را از بر می ...

در این نفس های آخر ماه وقتی منادی، بانگ «ربّنا» را از بر می ...

🍁دلم تنگ است🍁

💔دلم تنگ است💔

دلم تنگ است

دلم هوای تو را کرده قلمم را از تو نوشتن پر میکنمو از دلتنگی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط