{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من از عاشق شدن بی بوسه های یار میترسم

من از عاشق شدن بی بوسه های یار میترسم
من از عشقی که باشد آخرش دیوار میترسم

همین امروز با دل میکنم عهدیکه بعد ازاین
هم از دلدادگـانِ کوچـه و بازار می ترسم

تو هم مانند من یک لحظه عاشق شو تصورکن
که از بـودن درون قلب بی مقـدار میترسم

نمی دانم کجای مشق ها را خط خطی کردم
که تا این حد از این شبهای کور و تار میترسم

تو از شرمیکه درچشمان من پیداست میفهمی
که حتـی از حروف واژه ی دیدار می ترسم

به پاکی نگاه عشـق دارم اعتـــــماد اما
هر از گاهی هم از چشم خیانت بار می ترسم
💕 💕
دیدگاه ها (۳)

میان شادی و غم با خیالت عالمی دارمز برق خنده ات چون ابر گریا...

در این طوفان که ماهی هم به دریا دل نخواهد زد!!!کجابا کشتی ات...

امشــــــب در تـــــــــنـــهایی ام میــــــــشکنــــم ...

کــاش انــسـانـــها مـیــدانســتـند.....کــہ مهــم تــر ازشک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط