{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی گفتم :

وقتی گفتم :

دوستت دارم

می دانستم که شورش کرده ام بر قبیله ام

و به صدا در اورده ام شیپور رسوایی را !

می خواستم تخت ستم را واژگون کنم

تا جنگل ها برویند

دریا ها آبی تر شوند

و ازاد گردند - تمام کودکان جهان

اتمام عصر بربریت را می خواستم

مرگ واپسین حاکم را!

می خواستم با دوست داشتن تو

در تمام حرم سراها را بشکنم

و سینه زنان را

از بین دندان مردان نجات دهم!

وقتی گفتم :

دوستت می دارم

می دانستم که الفبایی تازه را اختراع می کنم

به شهری که در ان

هیچ کس خواندن نمی داند!

شعر میخوانم در سالنی متروک

و شرابم را در جام کسانی می ریزم

که یارای نوشیدنشان نیست!

وقتی گفتم

دوستت می دارم

می دانستم که هماره

بربرها را با نیزه های زهرالود

کمان های کشیده

در تعقیب خود خواهم یافت!

عکسم را بردیوار خواهند چسپاند

و اثر انگشتانم را در پاسگاه ها خواهند گرفت!

جایزه بزرگ به کسی می رسد

که سر بریده ام را بیاورد

و چون پرتقالی لبنانی

بر سر در شهر بیاویزد!

وقتی نامت را بر دفتر گل ها می نوشتم

می دانستم که مردم را در مقابل خود خواهم دید!

درویش ها و ول گردها را...

انان که در ارثیه شان نشانی از عشق نیست

بر ضد منند!

می خواهم واپسین حاکم را نابود کنم

دولت عشق تو را برپا دارم!

می دانم که در این انقلاب

تنها کنجشکان در کنار من خواهند بود!
دیدگاه ها (۱۲)

ترجمه ادامه لایو ویورس جین:🐹🌸 من از او پرسیدم: "می‌خواهی کجا...

قسمت بیست

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❹_بخش سوم__سوروسترمز می‌گیرم.صورتش را می‌گیرم و ...

چند پارتی تهیونگ (درخواستی)

چند پارتی جونگ کوک

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

نشان سوخته.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط