روی قبرم بنویسید کبوتر شد و رفت
روی قبرم بنویسید کبوتر شد و رفت
زیر باران غزلی خواند دلش تر شد و رفت
چه تغاوت که چه خورده است غم دل یا سم
آنقدر غرق جنون بود که پرپر شد و رفت
روز میلاد ، همان روز که عاشق شده بود
مرگ با لحظه ی میلاد برابر شد و رفت
او کسی بود که از غرق شدن می ترسید
عاقبت روی تن ابر شناور شد و رفت
هر غروب از دل خورشید گذر خواهد کرد
دختری که یک روز کبوتر شد و رفت
زیر باران غزلی خواند دلش تر شد و رفت
چه تغاوت که چه خورده است غم دل یا سم
آنقدر غرق جنون بود که پرپر شد و رفت
روز میلاد ، همان روز که عاشق شده بود
مرگ با لحظه ی میلاد برابر شد و رفت
او کسی بود که از غرق شدن می ترسید
عاقبت روی تن ابر شناور شد و رفت
هر غروب از دل خورشید گذر خواهد کرد
دختری که یک روز کبوتر شد و رفت
- ۶۶۵
- ۲۵ اسفند ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط