{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روی قبرم بنویسید کبوتر شد و رفت

روی قبرم بنویسید کبوتر شد و رفت
زیر باران غزلی خواند و دلش تر شد و رفت
چه تفاوت که چه خورده ست غم دل یا سم؟!
آنقدر غرق جنون بود که پر پر شد و رفت
روز میلاد همان روز که عاشق شده بود
مرگ با لحظه میلاد برابر شد و رفت
او کسی بود که از غرق شدن می‌ترسید
عاقبت روی تن ابر شناور شد و رفت
هر غروب از دل خورشید گذر خواهد کرد
عاشقی ساده که یک روز کبوتر شد و رفت
دیدگاه ها (۳)

( Blue Side )

#درخواستی#انعکاس_خشم#پارت¹قطرات درشت باران پاییز با ضرب‌آهنگ...

پارت سوم یوشیرو : دوهفته دیگه؟ اما قربان شما که گفتید یه ما...

«bloody shadows»(سایه های خونی) part 35/نور کم‌رنگ صبح از پن...

چندشش میشد. از خیسی بین پاهاش متنفر بود. نمی‌دونست ماده ی زن...

روی قبرم بنویسید کبوتر شد و رفتزیر باران غزلی خواند ، دلش تر...

روی قبرم بنویسید کبوتر شد و رفتزیر باران غزلی خواند ، دلش تر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط