{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

«Last part» •sad rose•

«Last part» •sad rose•

(-متن نامه-)

(سلام اوپا،وقتی این نامه رو میخونی ممکنه من دیگه پیشت نباشم و برای همیشه رفته باشم.
اوپا من واقعا خسته ام، واقعاااا خسته...حتی دیگه نای نفس کشیدنم ندارم. پدر و مادرم منو ول کردن، عشقم ولم کرد و رفت پی یکی دیگه، اوپاا وقتی بهم گفت کات کنیم واقعا قلبم شکست، خیلی ناراحت شدم آخه اون شده بود زندگیم، من بدون اون نمیتونم برای همین و کلی دلایل دیگه میخوام به زندگیم پایان بدم.
اوپا لطفاً بخاطر من خودتو ناراحت نکن، من ارزششو ندارم واقعا میگم. ولی اگه وقت داشتی به اینکه یه خواهری به اسم تهی داشتی فکر کنی و منو از یاد نبری...
تهیونگااا آدما میگن بعد مرگ «⑦» دقیقه مغز تمام خاطراتتو نشون میده، پس من اون موقعه میتونم تورو دوباره و برای آخرین بار ببینم:)

☆دوستدار تو تهی☆)

وقتی نامه رو خوندم خیلی ناراحت شدم آخه خواهر کوچولوم سنی نداشت که...

«ویو جونگکوک»

امروز قراره برم سر قبر تهی، پس آماده شدم و رفتم اونجا که دیدم تهیونگ اونجاست، باید صبر کنم تا تهیونگ بره بعد من میرم
بعد از چند دقیقه صبر، تهیونگ رفت خونه و منم رفتم سمت قبر تهی

جونگکوک: تهی از دوستی باهات لذت بردم، امیدوارم تو اون دنیا زندگی بهتری داشته باشی. راستش من لیاقت تورو نداشتم ولی از کاری که باهات کردم هم پشیمون نیستم.
امیدوارم منو ببخشی.

______پایان______

امیدوارم از این فیک خوشتون اومده باشه✨
منتظر فیک بعدی باشین!
نظراتتونو بهم بگید🙃
دیدگاه ها (۰)

وقتی طراح لباسشی و اون عاشقته... ℙ𝕒𝕣𝕥۱"خواندن این فیک بدون ʟ...

« لایک نکنید شب میام تو خوابتون🙄🌗»وقتی طراح لباسشی و اون عاش...

ملکه ی آدمیزاد و سه پادشاه خوناشام

و دقیقا وقتی فهمیدم چطور عاشقت شدم که ازت ناراحت و عصبانی بو...

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

درود خانومیا🎀راستش فقط خواستم بگم دیگه دوست ندارم اسمات بنوی...

#سناریوموضوع:( وقتی عصبانی هستیم و اونا تحر٫یک میشن )«ورژن ز...

بخش دوم part 62تهیونگ« داداشی؟ شاید این سوال یکم شخصی باشه و...

وقتی داداش ناتنیت بود...پارت سیزدهمویو اتچند هفته از اون روز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط