نیاز داشتم.. به #تصویرِ سرشار #فیروزه ای و #صورتی و #بااد

نیاز داشتم.. به #تصویرِ سرشار #فیروزه ای و #صورتی و #بااد پیچیده بین #گیسوان بی تاب.. نیاز داشتم که کنار هم بچینم و ثبت کنم این تصویر رو.. نیاز داشتم از بازتاب روحم درونش به #یادگار بگذارم... به سرمای مهربون دم #غروب هوا.. به بخار چای پشت #شیشه خوردن . به یکم شخصی سازی حال و آرامش بعدش. نیاز داشتم به بازی این رنگ و نور.... به صدای #تو به تو.. #من به هوای بودن تو.. .....
شاید که باید #صدا میکردم #خدا ، که جواب گو باشد در همین #نزدیکی..
ولی باز هم باز هم باااز هم قبل از رسیدن صدای من به #آسمون هفتم گرمای دست و نوازشش روی صورتم #احساس شد .. که آره #خدا هست ، تو لمس اش کن..
دیدگاه ها (۱۲)

### پارت ۶: سایه‌هایِ تردید و وزنِ قدرت (آزمونِ اعتماد)دو رو...

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟝چشمهایش قدرت خدا رابه رخ می‌کشند.𓂃˖♪彡𝄞⨾𓍢ִ໋𓂃˖♪彡𝄞⨾𓍢ִ໋𓂃...

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "29""ویو جئون آنجلینا"" • ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 38جونگکوک از نزدیکی ...

یک لیوان نسکافه در کنار کیک کارامل

بی هیچ‌حرفی به هم نگاه میکردیم.نگاه های غریبه ای که استخون م...

اندوه بزرگ ۷

*شیلان*شیلان: جاشو برداشت گذاشت زیر پنجره کنار من میگن مار ا...

سرمای دوری... میان این همه سرمای دوری دلم گرم تو دارد نفس ...

ظهور ازدواج پارت ۴۵۲وقتی چشمامو باز کردم هنوز تو بغلش بودم. ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط