تو یه روز برفی دیدمت پارت ۲

سوزان ویو:هعی،پسره ی ... گیری افتادیما،عر،لباسه بنفشه،ولی از کجا میدونس من بنفش دوس دارم؟خری دیگه بچه،وقتی زیر و بن زندگیتو میدونه،این که چیزی نیس،برم اتاقش
تق تق
-بیا تو(جودی آبوتو یادتونه،با لحن اون بخونید،هیهی)
+آم،گفته بودی بیام بالا بعد از اینکه از حموم در اومدم،از کجا میدونستی من رنگ بنفش دوست دارم؟
-همینجوری خریدمش
+صحیح،خب چیکارم داشتی؟هوم؟
-هعی رسیدیم سر اصل مطلب،من محافظتم.خب؟بدون من جایی نمیتونی بری،البته به غیر از دستشویی و حموم دیگه.دوم،اینجا خدمتکار خواهی داشت و بهت رسیدگی میکنن،اگرم چیزی خواستی به خودم میگی،باشه؟
+ندیده بودم یه مافیا آخر حرفاش بگه باشه،باشه بابا.میگم که من خیلی گشنمه،احیانا آشپرخونه تون کجاس؟
-وات ته ...؟الان میخوای چیزی بخوری؟تو که همین ۳ ساعت پیش سوپ خوردی که
+چون سوپ خوردم دلیل نمیشه گشنه نباشم ها،یه ذره مهربون باش باهام،من که کاریت ندارم،بدتر میترسم از...
-ازم میترسی؟
+آره
-چرا؟
+چقدر چیزی تو،خب،همه لباسات سیاهن،چشمات ترسناکه،خودتم همینطور،همه جای عمارتتم سیاهه،اصلا جایی مونده سیاه نباشه؟هان؟وای خدا،من بدم میاد از بحث کردن،ایشش،آشپرخونه تون کجاس؟میمیری بگی؟(عه عه دخترم،این چه طرز صحبت کردن با یه مافیاس آخه؟)
-نکنه میخوای صورتی بپوشم؟(با پوزخند)
+من کی گفتم صورتی بپوشی؟(با داد)گفتم فقط چرا همه جا سیاهه،من از سیاه بدم نمیاد،ولی دیگه زیادی عه دیگ...هی چیکار میکنی؟
-یادت رفته من مافیام؟
+نه خیر،چته ولی؟
-پس هر کاری دلم بخواد میتونم بکنم
+عه اینطوریاس؟پس چرا ازم محافظت میکنی بی تربیت؟هان؟دستم ننداز،دروغ میگی مراقبمی هعی،ایگنور شدن خیلی بدههه،هی،چیکار میکنی باز؟
ته هیونگ از پشت سوزان عو بغل میکنه
+آم،ولم میکنی غذا بخورم؟
-باشه بابا،بی احساس
+احیانا من نباید بگم این کلمه رو؟بریم پایین
+ببینم غذا تو یخچالت هس؟
-نه
+حدس میزدم،آخه نصفه شبی باید غذا درست کنم من بدبخت،این معده ی کوفتی عم نمیزاره درست غذا بخورم
-معده درد داری؟
+آره،از وقتی که کلاس سوم بودم
-بشین خودم غذا درست کنم
+چه تاثیر گزار،باشه
-چی دوست داری؟
+هوم؟من گوشت دوست ندارم،باید لقب مرغ خوارو بهم بدن
-پس فک کنم این خوب باشه،بزا برات بشقاب سبزیجات درست کنم
+مرسی،مطمءنی خوابت نمیاد؟زیر چشمات گود افتاده ها
-عادت دارم من،بیا حاضر شد
+چه زود،دستت طلا
+خوشمزه اس،چرا ترش نیس؟
-به خاطر معده اته،بخورش(با یه لحن نسبتا دستوری)
+باشه باشه،خب بابا.دستت درد نکنه
+میگما،کجا باید بخوابم؟من از تنهایی خوابیدن میترسم؟
-جدی؟نمیدونستم،خب،میتونی تو اتاق من بخوای،دو تا تخت هست
+باشه...(با یه لحن خجالت طور)
-بیا،اینجاس
+مثل اینکه سلیقت کلا رنگی نیس،هعی.من باید این تمو عوض کنم...جیغغ،چرا اینطوری نگام میکنی؟
-هیچی،برو بخواب رو اون تخت صورتی عه
+بله؟تو که تخت رنگی نداشتی اصلا...مرسی،ولی من صورتی دوس ندارم ها،بنفش دوس دارم
-باشه بابا(تو دلش:از خداتم باشه)
+واییی،چقدر نرمههه،هعی،کاشکی عروسکامو می آوردم،چیه؟چرا میخندی
-عجیبه که عروسک دوست داری
+درسته که ۱۹ سالمه،ولی کودک درون دارم بر عکس جنابعالی.نمیخوای بخوابی؟
-نه خیر،تا صبح کلی کار دارم،شما بگیر بخواب
+باشه بد اخلاق،شب بخیر...
شرط لایک:۱۰ تا
کامنت:۱۲ تا
دیدگاه ها (۱۰)

سلام امروز میخام بایست هامو تو هرگروه بگمو خودمو معرفی کنم م...

My dady پارت①سانا: ات اتتتتت جواب سوال ۵ چی میشههات:...... س...

مکالمه هوسوک با خانواده‌اش تو قسمت جدید ولاگ جیوو.بابا: خواه...

وقتی درسش بد بودو..

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

_اگه‌ یه‌ ماهی‌ باشی‌ و‌ توی‌ تور صیاد گیر‌ بیوفتی،تو چیکار ...

وقتی پدرت بود🧡پارت ۳(last part)با‌حرفهاش واقعا داشتم اروم می...

Iove and the moonPart30ویو فردا صبح کوک: سلام یونا: سلام چه ...

⟭𝑓𝑟𝑜𝑚 𝑓𝑟𝑖𝑒𝑛𝑑𝑠ℎ𝑖𝑝 𝑡𝑜𝑜 𝑙𝑜𝑣𝑒 ⟬𝑃𝑎𝑟𝑡 22...........گارسون=بله بفرم...

انتقام یا عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط